مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 245 رای - 2.93 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

.:Az@m:. 13344 aban21 Arisa arown Artemis bikhial DAYANA eiham Erato gavan Ghasedak HaRika honey90 hummer jiya koko1388 MARY-KHOSH Maryam171 mehdi123 mousavi.n NARJES313 pedram1345 Renegade S@m Nariman sahrox7 shadi-kh نخود سیاه پادینا رنا زهرا شهریاری سارا شیطون ستوده شده ستين صومين


.:** اشعار و داستانهای طنز**:.
نویسنده پیام
DAYANA
آفلاین
باید کاربر فعال بشه!
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 4,191
تاریخ ثبت نام: April 2007
اعتبار: 53
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 36 تشکر در 23 ارسال )
شماره ارسال: #1
.:** اشعار و داستانهای طنز**:.
زن ومرد در اختراع :

مرد كلمه را كشف كرد و مكالمه را اختراع كرد.
زن مكالمه را كشف كرد و شايعه اختراع شد!

مرد قمار را كشف كرد و كارت‌هاي بازي را اختراع كرد.
زن كارت‌هاي بازي را كشف كرد و جادوگري اختراع شد!

مرد كشاورزي را كشف كرد و غذا اختراع شد.
زن غذا را كشف كرد و رژيم غذايي را اختراع كرد!

مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد!

مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد.
زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد!

از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد.
ولي زن همچنان مشغول خريد بود


امضا: مهربان باش و دوست بدار...شاید که فردایی نباشد


بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم....... باشد که نباشیم و بدانند که بودیم.....
(آخرین تغییر در این ارسال: May 2011 24 21:18 توسط Erato.)
March 2008 6 20:12
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
DAYANA
آفلاین
باید کاربر فعال بشه!
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 4,191
تاریخ ثبت نام: April 2007
اعتبار: 53
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 36 تشکر در 23 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: طنز های امروزی
لغت نامه مهندسين در جلسات كارفرما

1. اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

2. اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى فهميدم!

3. نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است!

4. كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده !

5. ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!
6. پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم!

7. ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

8. اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!

9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست!

10. تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!

11. كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود!

12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم!
13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم!
14. تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم!
15. حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته تاثيرى در كارى كه ما انجام خواهيم داد ندارد!

16. بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد،‌ نبوده اند!
18. بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد!
19. ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....!

20. اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع نداريد!

امضا: مهربان باش و دوست بدار...شاید که فردایی نباشد


بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم....... باشد که نباشیم و بدانند که بودیم.....
March 2008 6 20:16
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
DAYANA
آفلاین
باید کاربر فعال بشه!
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 4,191
تاریخ ثبت نام: April 2007
اعتبار: 53
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 36 تشکر در 23 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: طنز های امروزی
یادداشت های یک دختر ترشیده
ورود مجردها آزاد و ورود متاهل ها بلا مانع است!

اگر شانس داشتیم اسممان را می گذاشتند شمسی!
این که می گویند درازدواج، تقدیر نقش اصلی را دارد واقدامات شما، تا قسمت نباشد، به جایی نخواهد رسید، کاملا درست است.
فرض کنید آنی بخواهد برای بازکردن بختش، خود وارد عمل شود.او تصمیم می گیرد به سراغ دوستان متاهلش رفته وازآنها بپرسد چطور شد که ازدواج کردند، آن گاه همان اقدامات را به عمل بیاورد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!:
آنی: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟
شهرزاد: خوب ... می دانی که محمد همکارم بود... راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم با محبت و توجه، نظرش را جلب کنم...
آنی به پسرفرضی موردعلاقه اش در محل کار: پنجره را ببندید، خدای ناکرده سرما می خورید!
همکار فرضیآنی: اصلا دوست دارم سرما بخورم تا دوست دخترم بیشتر نازم را بکشد. به شما ربطی دارد؟! (زیر لب) دخترهای این دوره و زمانه چقدر پر رو شده اند!

***
آنی :شهره جان! تو چطور با همسرت آشنا شدی؟
شهره :آشنایی ما از یک دعوا شروع شد. او توی کارم دخالت کرد و من ناراحت شدم، با هم بحث تندی کردیم و...!

همکار مجردآنی: خانم، به نظر من نباید این کار را این طور انجام می دادید...
آنی: به شما چه ربطی دارد؟ خجالت نمی کشید توی کار من دخالت می کنید؟!
همکارمجردآنی: اصلا به درک! مرا بگو که خواستم کمکتان کنم! همین کارها را کرده اید که تا این سن مجرد مانده اید دیگر!!

***
آنی: آزیتا، تو با عشق ازدواج کردی؟
آزیتا:نه. من آن موقع فکر کنکور و دانشگاه بودم! مادرم اصرارداشت ازدواج کنم.
مادرآنی: فلانی غلط کرده بیاید خواستگاری تو!او لیاقت پاک کردن کفش های تو را هم ندارد!!

***
آنی: فرشته تو کجا با همسرت آشنا شدی؟
فرشته: کنار دریا... من و او با کمی فاصله ازهم نشسته بودیم.او ازمن پرسید چرا تنها آمده ام شمال. من هم به شوخی گفتم آمده ام شمال، شاید از تنهایی در بیایم!
کنار دریا:
پسر جوان: شما تنها هستید؟
آنی: در حال حاضر بله...
پسر: آهان... همراهتان رفته چیزی بخرد؟
آنی: نه... من همراه ندارم!
پسر: پس چه همراه بی ذوقی دارید! توی هتل مانده؟!( بابا آی کیو!)
آنی: نه... من کلا تنها آمده ام...
پسر: واقعا نامزدتان اجازه داده شما تنهایی بیایید لب ساحل؟!( ای خدااااا!)
آنی: من اصلا نامزد ندارم، تنها آمده ام شاید اینجا از تنهایی در بیایم!
پسر: چه جالب! چون من وهمسرم برعکس شما آمده ایم اینجا تا با یک خاطره خوب و به طور توافقی از همدیگر جدا بشویم!

***
آنی: غزاله تو کجا با فرهاد آشنا شدی؟
غزاله: توی یک میهمانی. فرهاد همان جا عاشقم شد و ازمن خواستگاری کرد!

در یک میهمانی:
پسر: آنی! آن دختری را که گوشه سالن نشسته می شناسی؟ می شود خواهش کنم از طرف من از او خواستگاری کنی؟!

***
آنی:ترانه تو چطور با رضا آشنا شدی؟
ترانه: رضا ازمن تقاضای دوستی کرد. قبول نکردم.اوهم شیفته نجابتم شد وآمد خواستگاری!
پسر: امکان دارد افتخار دوستی با شما را داشته باشم؟
آنی: نه خیر، من اهل این جور دوستی ها نیستم.
پسر:عجب امل عقب افتاده ای هستی.الان دیگراین افه ها خریدار ندارد.

***
آنی: حمیرا تو واقعا اینترنتی ازدواج کردی؟
حمیرا: خوب بله...اوایل محلش نمی گذاشتم، اصلا دوستی های اینترنتی را مسخره می کردم... ولی آن قدر گیر داد تا راضی شدم!

پسر:asl plz !
آنی: من به دوستی اینترنتی اعتقاد ندارم.
پسر: bye !!

و...

به خاطرهمین است که آنی چون می داند این اتفاقات خواهد افتاد، هیچ وقت دست به اقدام خودسرانه ای(!) نزده و همچنان درانتظار قسمتی نشسته که معلوم نیست کجا به خواب فرو رفته است!

امضا: مهربان باش و دوست بدار...شاید که فردایی نباشد


بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم....... باشد که نباشیم و بدانند که بودیم.....
March 2008 6 20:38
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
UFC
آفلاین
"پورياي ولـــي*مدير بخش ادبيات"
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 1,713
تاریخ ثبت نام: August 2008
اعتبار: 8
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 69 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: ادبيات طنز (آرشيو)
خري آمد به سوي مادر خويش
بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش

برو امشب برايم خواستگاري
اگر تو بچه ات را دوست داري

خر مادر بگفتا اي پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر از جان

ز بين اين همه خرهاي خوشگل
يكي را كن نشان چون نيست مشكل

خرك از شادماني جفتكي زد
كمي عر عر نمود و پشتكي زد

بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سياهت

خر همسايه را عاشق شدم من
به زيبايي نباشد مثل او زن

بگفت مادر برو پالان به تن كن
برو اكنون بزرگان را خبر كن

به آداب و رسومات زمانه
شدن داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خريدند پاي عقدش
يه افسار طلا و پول نقدش

خريداري نمودند يك طويله
همانطوري كه رسم است در قبيله

خر عاقد كتاب خود گشاييد
وصال عقد ايشان را نماييد

دوشيزه خر خانم آيا رضايي؟
به عقد اين خر خوش تيپ در آيي؟

يكي از حاضرين گفتا به خنده
عروس خانم به گل چيدن برفته

براي بار سوم خر بپرسيد
كه خر خانم سرش يكباره جنبيد

خران عرعر كنان شادي نمودند
به يونجه كام خود شيرين نمودند

به اميد خوشي و شادماني
براي اين دو خر در زندگاني

امضا: [تصویر: image.php?u=635&type=sigpic&...1217011602]
زنده باد كورش ، زنده باد ايران
August 2008 26 17:09
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
UFC
آفلاین
"پورياي ولـــي*مدير بخش ادبيات"
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 1,713
تاریخ ثبت نام: August 2008
اعتبار: 8
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 69 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: ادبيات طنز (آرشيو)
اين هم مكالمه خيالي بين ليلي و مجنون امروزي !


گله مي كرد ز مجنون ليلي
كه شده رابطه مان ايميلي
حيف از آن رابطه انساني
كه چنين شد كه خودت مي داني
عشق وقتي بشود دات كامي
حاصلش نيست به جز ناكامي
نازنين خورده مگر گرگ تو را
برده يا دات كام و دات ارگ تو را
بهرت ايميل زدم پيشترك
جاي سابجكت نوشتم به درك
به درك گر دل من غمگين است
به درك گر غم من سنگين است
به درك رابطه گر خورده ترك
قطع آنهم به جهنم ، به درك
آنقدر دلخور از اين ايميلم
كه به اين رابطه هم بي ميلم
مرگ ليلي نت و مت را ول كن
همه راجاي اكي كنسل كن
آف كن كامپيوتر را جانم
يارمن باش و ببين من آنم
اگرت حرفي و پيغامي هست
روي كاغذ بنويسش با دست
نامه يك حالت ديگر دارد
خط تو لطف مكرر دارد
خسته از فونت و ز فرمت شده ام
خسته از گردالي ات شده ام
كرد ريپلاي به ليلي مجنون
كه دلم هست از اين سابجكت خون
بشاه فردا تلفن خواهم كرد
هرچه گفتي كه بكن خواهم كرد
زودتر پيش تو خواهم آمد
همي مرتب به تو سرخواهم زد
راست گفتي تو عزيزم ليلي
ديگر از من نرسد ايميلي
نامه اي پست نمودم بهرت
به اميدي كه سرآيد قهرت

امضا: [تصویر: image.php?u=635&type=sigpic&...1217011602]
زنده باد كورش ، زنده باد ايران
August 2008 26 17:09
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
UFC
آفلاین
"پورياي ولـــي*مدير بخش ادبيات"
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 1,713
تاریخ ثبت نام: August 2008
اعتبار: 8
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 69 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: ادبيات طنز (آرشيو)
خواب ميديدم خيابانها چراغاني شده
ملت ايران رها از اين پريشاني شده
خواب ميديدم كه رفته اجنبي از خاك ما
ملك ايران باز هم از آن ايراني شده
خواب ميديدم كه بعد آن همه رنج و محن
بر من و تو نعمت آزادي ارزاني شده
خواب ميديدم ز كارون تا لب رود ارس
پاكسازي از وجود عده اي جاني شده
خواب ميديدم نسيمي بر درفشي ميوزد
رهبري آزاد مردي كاوه ثاني شده
خواب ميديدم كه جاي پوكه سرد فشنگ
زير پاها برگ گل فرش خياباني شده
خواب ميديدم كه نفرت داده جاي خود به عيش
متحد ترك و بلوچ و كرد و تهراني شده
خواب ميديدم كلاس درس و زنگ مدرسه
شادي افزاي دل طفل دبستاني شده
خواب ميديدم بجاي نوجوانان دلير
صاحب شال و قبا و ريش قرباني شده
خواب ميديدم از اين خواب پريشان جسته ام
قسمت ما آنچه ميدانيم و ميداني شده
اي دريغ از خواب شيرين چون پريدم از قضا
ديدم آن عفريت مشغول رجز خواني شده
سهم فرز-ن-د-ا-ن محنت ديده ايران زمين
حكم ز-ن-د-ا-ن ابد يا مردن آني شده
ديو ها در دخمه ها و مرد و زن در قيد و بند
آشكارا بر همه اسرار پنهاني شده
خواب من تعبير خوش در پي ندارد اي دريغ
تا كه خواب ناز گردنگير ايراني شده

امضا: [تصویر: image.php?u=635&type=sigpic&...1217011602]
زنده باد كورش ، زنده باد ايران
August 2008 26 17:09
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
UFC
آفلاین
"پورياي ولـــي*مدير بخش ادبيات"
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 1,713
تاریخ ثبت نام: August 2008
اعتبار: 8
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 69 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: ادبيات طنز (آرشيو)
شيوه آدم كشي در كشور بوش و سيا
غير عادي نيست آنجا قتل و غارت عاديه
دست هر يك نوجواني جاي خودكار ومداد
يا سلاح گرم ودشنه يا تفنگ باديه
مانعي از بهر كشتن نيست با دستور بوش
چون در آنجا حكمران ما روز و شب آزاديه
آنچه ممنوع است در عالم براي ديگران
بهر آمريكاييان آزاد در آن واديه

امضا: [تصویر: image.php?u=635&type=sigpic&...1217011602]
زنده باد كورش ، زنده باد ايران
August 2008 26 17:10
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
UFC
آفلاین
"پورياي ولـــي*مدير بخش ادبيات"
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 1,713
تاریخ ثبت نام: August 2008
اعتبار: 8
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 69 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: ادبيات طنز (آرشيو)
از صفرمن تا بيست تو راهی به جز تقدير نيست
دلخوش به استادم مکن حذف اضطراری دير نيست
من غايبم يا در سکوت تو حاضري در گفتگو
من غافلم از استاد ودرس تو می نويسی موبه مو
با جزوه وفرمول بيا تا پاس کنيم يک واحدی
چيزی نخواندن بهتر از يک شب تلاش بيخودی
با عشق در دانشکده جايی برای درس نيست
البته ترم هفت وهشت جايی برای ترس نيست
دانشجو گر عاشق شود بی پرده مشروط ميشود
چيزی شبيه اب هويج با کوفته مخلوط ميشود

امضا: [تصویر: image.php?u=635&type=sigpic&...1217011602]
زنده باد كورش ، زنده باد ايران
August 2008 26 17:10
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
UFC
آفلاین
"پورياي ولـــي*مدير بخش ادبيات"
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 1,713
تاریخ ثبت نام: August 2008
اعتبار: 8
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 69 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: ادبيات طنز (آرشيو)
نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافظ تو صف اتو بوس
گفتم سلام حافظ گفتا عليک جانم
گفتم کجا روی تو ؟گفت والله خود ندانم
گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی
گفتم چگونه ای ؟ گفت در بند بی خیالی
گفتم که تازه تازه شعر وغزل چه داری؟
گفتا که می سرایم شعر سپیدباری
گفتم زد-و-ل-ت عشق؟ گفتا که کودتا شد!
گفتم رقیب؟ گفتا او نیز کله پا شد
گفتم کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم بگو زخالش ان خال اتش افروز
گفتا عمل نموده دیروز یاپریروز
گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده
گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده
گفتم چرا؟چگونه؟ عاقل شده است مجنون
گفتا شدید گشته معتاد گردو افیون
گفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایش؟
گفتا خرید قسطی تلویزیون به جایش
گفتم بگو زساقی حالا شده چه کاره؟
گفتا شده است منشی در دفتر اداره
گفتم بگو ززاهد ان رهنمای منزل
گفتا که دست خود رابردار از سر دل
گفتم زساربان گو با کاروان غمها
گفتا اژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی
گفتا پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم که قاصدت کو ان باد صبح شرقی؟
گفتا که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره
گفتا به جای هدهد دیش است وم-ا-ه-و-ا-ر-ه
گفتم سلام مارا بادصبا کجا برد؟
گفتا به پست داده اوردیا نیاورد؟
گفتم بگو زمشک اهوی دشت زنگی
گفتا که ادکلن شد درشیشه های رنگی
گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی؟
گفت انچه بوده از دم گشته چلوکبابی
گفتم بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان
گفتا نمی هراسی از چوب پاسبانان؟
گفتم شراب نابی تو دست وپا نداری؟
گفتا به جاش دارم بافور با نگاری
گفتم بلند بوده موی تو ان زمانها
گفتا به حبس بودم ازته زدند انها
گفتم شما وز-ن-د-ا-ن حافظ مارا گرفتی؟
گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی؟!!

امضا: [تصویر: image.php?u=635&type=sigpic&...1217011602]
زنده باد كورش ، زنده باد ايران
August 2008 26 17:10
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
UFC
آفلاین
"پورياي ولـــي*مدير بخش ادبيات"
*****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 1,713
تاریخ ثبت نام: August 2008
اعتبار: 8
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 69 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: ادبيات طنز (آرشيو)
نون خشکي گفتنت کشته منو

با ادا را رفتنت کشته منو

قربون خش صداي مردونت

ازکجا نيرو مي گيره اون چونه ت ؟

نون خشکي با تو من جور جورم

بذا مي خوام تا موهاتو بجورم

اطوار مثل شيلنگت منو کشت

دندوناي رنگارنگت منو کشت

اون نون کپک زده ت رو بخورم

گوني نمک زده ت رو بخورم

نون خشکي رو غليظ و خوب مي گي

پر سوزه وقتي دم غروب مي گي
آخ چه زوري توي بازوت خوابيده

که سه تن نون و نمک رو هل مي ده
حيرون تلاشاي دوشيفته تم

واسه اينکه پر تلاشي شيفته تم

کشته ي شلوارک جيرت شدم

نونمو بردي نمک گيرت شدم

اون نگاه باصفات نيشم زده

به جونت قسم که آتيشم زده

تيکه رو رو شلوارت کولاژ نده

اينقده تو کوچه مون ويراژ نده

قربون گاري پرشتاب تو

قربون بيزينس و حساب تو

من فداي صورت خلاف تو

من فداي ترمز و تيک آف تو

ناژ ناژي وقتي که تو ناژ مي کني

بچه ي حسمو کورتاژ مي کني

قربون اون عرق زیر بغلت

کی میشه من بکنم سیر بغلت

cieloداري خودم خوب مي دونم

کاش مي شد سوار بشم يا برونم

شنيدم که خونه تم تو جردنه

اونم عاقبت جونم ، مال منه

مي ميرم واسه همون مغز چتت

من فداي دسته ي سامسونتت
نکن اينجا اینقده عقب- جلو

مامانم داره مياد زودي برو

به مکالمه يه خورده تن بده

آدرس ايميلتو به من بده

برو من فردا باهات چت مي کنم

چت باهات قد دو ساعت مي کنم

نون خشکي !، نون خشکي !، نون خشک!!!

مي گيري امروز از کي نون خشک ؟

امضا: [تصویر: image.php?u=635&type=sigpic&...1217011602]
زنده باد كورش ، زنده باد ايران
August 2008 26 17:11
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test