مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 1.4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

gavan


چگونه یک داستان کوتاه بنویسیم ؟
نویسنده پیام
bita68
آفلاین
بابا تو دیگه کی هستی!؟
****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 756
تاریخ ثبت نام: September 2008
اعتبار: 14
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 3 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #1
چگونه یک داستان کوتاه بنویسیم ؟
چگونه یک داستان کوتاه بنویسیم ؟
همه می دانند که نوشتن یک داستان کاری راحت و ساده نیست . داستان کوتاه همانند نمایشنامه و شعر نوعی از ادبیات تخیلی است که باید بر احساسات خوانندگان تأثیر بگذارد . از آنجا که داستان کوتاه حاکی از تفسیر نویسنده از واقعیت است ، باید به گونه ای هنری از زبان استفاده کند که بر تجربیات بشری دلالت کند . چگونه یک داستان کوتاه عالی بنویسیم ؟ چه نکاتی را باید در خاطر داشته باشیم تا داستان کوتاه خوبی بنویسیم ؟ اینجا یک راهنمای سریع برای پاسخ گفتن به پرسش ها ارائه می شود :
1- بخوانید
خواندن برای هر کسی که می خواهد بنویسد ، ضروری است . برا ی نوشتن یک داستان کوتاه خوب ، باید در ابتدا داستان های کوتاه دیگران را بخوانید . خواندن نه تنها انگیزه و الهام لازم برای نوشتن داستانتان را به شما می دهد ، بلکه به شما می آموزد چگونه دیگر نویسندگان بر خواننده تأثیر می گذارند و همچنین یاد می گیرید که از سبک های آن نویسنده ها به عنوان پایه ای برای خلق سبک و تأثیر متعلق به خودتان استفاده کنید .
2- الهام بگیرید
یک نویسنده باتجربه و حرفه ای نیازی به الهام ندارد چون افکار او به طور طبیعی روان می شود و کافی است که آنها را در کلمات تعبیه کرده و روی کاغذ پیاده کند . اما نویسنده های تازه کار باید الهامی داشته باشند چون نه تنها داشتن الهام به شما کمک می کند که اولین پاراگرافتان را بنویسید بلکه شما را یاری می دهد تا انتها پییش روید . الهامتان ممکن است به شکل یک شئ باشد یک شخص خاص یا رویدادی که می توانیدفراموشش کنید .
3- داستانتان را در ذهن مجسم کنید
به جیزی کر کیند که می خواهید درباره اش با خوانندگان حرف بزنید . فرض کنید می خواهید داستانی دررباره ی دو نفر که عاشق هم می شوند تعریف کنید . آن دو چگونه افرادی هستند ؟ چه چیز آنها برایتان جالب است که می خواهید به خوانندگانتان منتقل کنید ؟ روی این موضوع تمرکز کنید و به موضوعات دیگری که می خواهید به این زوج پیوند دهید فکر کنید . فرض کنید والد دختر موافق رابطه ی آنها نیستند ، خود این والدین چگونه آدم هایی هستند ؟ برای اینکه آن دو را از عشق شان منصرف کنند ، چه کار می کنند ؟ پاسخ به این سژالات ممکن است علامت خوبی برای آغاز داستانتان باشد . شما از اینجاست که باید اندیشه ای درباره ی آنچه خواهید نوشت ، فراهم کنید .

4- صحنه ها را بچینید
برا ی آنکه نوشته هایتان با رویدادهای از پیش اندیشیده شده ی داستانتان هماهنگ باشد ، ترسیم صحنه های داستانتان در یک کاغذ دیگر بسیار مفید است . شخصیت های احتمالی و رویدادهای اصلی داستانتان را ردیف کنید . لازم نیست این لیست شامل جزئیات زیادی از شخصیت ها و اتفاقات باشد چرا که قرار است این فهرست فقط طرحی باشد از آنچه داستانتان به نظر خواهد رسید .
5- زاویه ی دیدتان را انتخاب کنید
اینکه داستانتان از زبان چه کسی و چگونه تعریف می شود ، برای یک داستان کوتاه بسیار مهم است . این نظرگاه به شدت حس وحال داستان را تغیییر می دهد . به همین خاطر قبل از اینکه زاویه ی دیدی را که در داستان به کار خواهید گرفت انتخاب کنید ، به دقت کر کنید . ولی هر زاویه ی دیدی را که در این مرحله انتخاب می کنید تا پایان داستان باید به آن پایبند باشید . و تغیرش ندهید .
6- شخصیت ها را بسازید
برای یک داستان کوتاه حداکثر سه شخصیت اصلی خلق کنید . کاراکترها ی اصلی زیاد داستان را پریشان ، درهم برهم و گیج کننده می کند چون هر شخصیت جدید با خود بعد تازه ای به داستان می دهد . شخصیت ها نباید آدمک های مقوایی باشند . هر شخصیت باید متناسب با ویژگی های خاص آن شخصیت سخن گوید انها باید متناسب با ویژگی های خاص آن شخصیت سخن گوید . آنها باید باور-پذیر و در عین حال اسرارآمیز باشند .
7- یک مقدمه ی خوب فراهم کنید
وقتی همه چیز طراحی و برنامه ریزی شد ، پاراگرا اول را به سرعت بنویسید . صحنه را بچینید و شخصیت های اصلی تان را معرفی کنید . این صحنه باید جایی باشد که شما خوب می شناسیدش تا قادر باشید جهت توصیف واضح آنجا از تصاویری که در خاطر دارید ، بهره بگیرید . باید پاراگراف اول چنان جالب باشد که خواننده توجه اش جلب شده و تشویق شود تا داستان را تا انتها بخواند . نکته مهم این است که در این پاراگراف ، جزئیات مهم و نیز قسمت اصلی کنش را پشت پرده نگهدارید تا معمای داستان فاش نشود .
8- یک نقشه ی خوب طرح کنید
ابتدا اتفاقاتی را که قرار است نهایتاً مشکل یا چالش اصلی را برای شخصیت ( یا شخصیت های ) اصلی خلق کنند ، طراحی کنید . سپس گره های داستانی را پی ریزی تا خواننده مشتاق و کنجکاو باقی بماند . همانگونه که داستان پیش می رود ، چالش و مشکل اصلی نیز باید پیچیده تر شود و سختگیرانه تر پیگیری شود . به این ترتیب نه تنها احساسات خواننده برای خواندن ادامه ی داستان برانگیخته خواهد شد بلکه بر داستان متمرکزتر خواهد شد .
9- نگویید بلکه نشان دهید
شخصیت ها مسئول تعریف داستان طی کنش ها و دیالوگ هایشان هستند . نویسنده نباید آنچه بیان شدنی است را خودش تعریف کند . به جای اینکه بگوید "آنت از دست بهترین دوستش کریستینا به خاطر دزدیدن دوست پسرش خیلی عصبانی بود" بگوید " وقتی کریستینا به طرف آنت آمد و با لبخند شیرینی بر لب به او چشمک زد ، آنت در درونش درد شدید خیانتی که به او شده بود ، احساس کرد . با خشمی فروخورده و در حالیکه به سختی نفس می کشید گفت : امیدوارم از اینکه دوتی خودت را ثابت کردی خوشحال باشی ."
10- از فعل های معلوم استفاده کنید
داستانتان هر چه بیشتر مملو از زندگی باشد ، بهتر است . برای این کار از فعل های معلوم به جای افعال مجهول استفاده کنید . به جای گفتن " گل به وسیله ی جوانا برداشته شد " بگویید " جوانا گل را برداشت . "
11- گفتگو را فراموش نکنید
به کارگیری گفتگو و دیالوگ به داستان زندگی می بخشد . از گفتگو فقط برای شاخ و برگ دادن ظاهری به شخصیت استفاده نکنید بلکه با آن هویت شخصیت هایتان را به خواننده منتقل کنید . از دیالوگ به شکل نقل قول مستقیم استفاده کنید مثل " برو آنجا ! " به جای نقل قول غیر مستقیم مثل " زن به مرد گفت که به آنجا برود ."
12- فرهنگ لغت دم دست داشته باشید
یک مرجع خوب ( مثل یک رهنگ لغت یا واژه نامه ) برای خلق یک داستان خوب حیاتی ست . می توانید از آنها برای چک کردن املای کلمات و یافتن بهترین کلماتی که برای توصیف بکار می آید ، استفاده کنید . به جای یک جمله ی طولانی یا یک پاراگراف طویل سعی کنید از حداقل کلمات برای انتقال آنچه می خواهید بگویید ، استفاده کنید . اغلب اوقات یک کلمه ی مناسب و محکم بهتر از پاراگرافی پر از کلمات تجملی و پوچ است .
13_ پایان داستان را مختصر برگزار کنید
توصیه می شود که پایان داستان با تدبیر و اندکی پیچش همراه باشد . پایان تان یگانه باشد ولی به پایانی شل و ول اکتفا نکنید . باید رضایت بخش باشد ولی نه قابل پیش بینی . باید به خاطر داشته باشید که پایان بهتر است کوتاه باشد ولی نه آنچنان موجز و ابتر که خواننده احساس کند پا در هوا مانده است . پایان شما باید همه چیز داستان را از آغاز تا انتها به هم پیوند دهد و دربرگیرد .
14- بازخوانی و ویرایش کنید
بعد از اینکه آخرین کلمات داستان را کنار هم گذاشتید ، زمان آن فرا می رسد که چرخه ی ویرایش را آغاز کنید . با دقت سراغ نوشته بروید و تمام اشتباهاتی را که در ساخت جملات ، لغات مورد استفاده و نیز قالب بندی مرتکب شده اید ، اصلاح کنید . علامت های نگارشی ، انتخاب صحیح کلمات و واژه بندی ، املا ، دستور و توصیف را از قلم نیندازید . لغات ، عبارات و حتی پاراگراف هایی را که با عناصر اصلی داستان هماهنگ و همسو نیستند ، خط بزنید . بعد از اینکه این کار را کردید ، نوشته را تا چند روز و حتی چند هفته کنار بگذارید و بعد دوباره سراغش بروید ، بخوانید و ویرایش کنید . در موقعیت ها و فرصت های مختلف داستان را بارها و بارها بازخوانی کنید . با این کار متوجه چیزهای مختلفی در داستان تان خواهید شد که ممکن است بخواهید آنها را تغییر دهید تا به بهترین شکل ممکن اش درآید .
15- بگذارید دوستان خطایتان را گوشزد کنند
دوستانتان را وادارید که نگاهی به کارتان بیاندازند ، احتمالا آنها تنها قادر خواهند بود که اشتباهات و خطاهایی را ببینند که از چشم شما دور مانده اند . مثلا ممکن است آنها به بعضی کلمات یا جملات گیر دهند که اتفاقا شما عاشقانه دوستشان دارید . در چنین وضعیتی باید بین تغییر یا حذف کامل آن موارد یکی را انتخاب کنید .
نوشته شده توسط : JMaynard

امضا:
می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟
جایی که می ری مردمی داره که می شکننت
نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی
تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری
قلب می ذارم که جا بدی
اشک می دم که همراهیت کنه
و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم ...
October 2008 10 08:49
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test