مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 6 رای - 2.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

Erato gavan jiya ma(-)shid saeid70


ما حيوانات را خيلي دوست داريم
نویسنده پیام
NahidHs
آفلاین
کاربر ارزشمند
******
کاربر ارزشمند

سن: 25
ارسال ها: 7,654
تاریخ ثبت نام: February 2009
اعتبار: 39
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 21 تشکر در 15 ارسال )
شماره ارسال: #1
ما حيوانات را خيلي دوست داريم
انشای زير را به روش دانش آموز کلاس دوم دبستان بخوانيد

ما حيوانات را خيلی دوست داريم، بابايمان هم همينطور.ما هر روز در مورد حيوانات حرف می‌زنيم ، بابايمان هم همينطور. بابايمان هميشه وقتی‌ با ما حرف ميزند از حيوانات هم ياد مي‌کند، مثلا امروز بابايمان دوبار به ما گفت؛ توله‌سگ مگه تو مشق نداري که نشستی پاي تلوزيون؟ و هر وقت ما پول می‌خواهيم می‌گويد؛ کره‌خر مگه من نشستم سر گنج؟


چند روز پيشا وقتی‌ ما با مامانمان و بابايمان می‌رفتيم خون عمه زهره اينا يک تاکسي داشت ميزد به پيکان بابايمان. بابايمان هم که آن روي سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوري گوساله؟ آقاهه هم گفت: کور باباته يابو، پياده ميشم همچين می‌زنمت که به خر بگي‌ زن دايي, بابايمان هم گفت: برو بينيم بابا جوجه و عين قرقی پريد پايين ولی‌ آقاهه از بابايمان خيلی‌ گنده‌تر بود و بابايمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابايمان گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عين خروس جنگي بپری به مردم؟


ما تلوزيون را هم که خيلی‌ حيوان نشان ميدهد دوست می‌داريم، البته علي‌ آقا شوهر خاله‌مان می‌گويد که تلوزيون فقط شده راز بقا، قديما همش گربه و کوسه نشون می‌داد. ما فکر می‌کنيم که منظور علي‌ آقا کارتون پينوکيو باشه چون هم توش گربه‌نره داشت هم کوسه هم پينوکيو که دروغ می‌گفت.


فاميل‌های ما هم خيلي‌ حيوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی‌ مرغ‌ها، شوهر خاله‌مان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خيلی‌ بازی کرديم ولي‌ بعدش شوهر خاله‌مان همان وسط سرشان را بريد! ما اولش خيلي‌ ترسيديم ولي‌ بابايمان گفت چند تا عروسي‌ برويم عادت می‌کنيم، البته گوسفندها هم چيزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله‌مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نيامد. ما نفهميديم چطور دردشان نيامده چون يکبار در کامپيوتر داداشمان يک فيلم ديديم که دوتا آقا که هی‌ می‌گفتند الله اکبر سر يک آقا رو که نمی‌گفت الله اکبر بريدند و اون آقاهه خيلی‌ دردش اومد. و ما تصميم گرفتيم که هميشه بگيم الله اکبر که يک وقت کسی سر ما را نبرد.


ما نتيجه می‌گيريم که خيلی‌ خوب شد که ما در ايران به دنيا آمديم تا بتونيم هر روز از اسم حيوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنيم و آنها را در تلوزيون ببينيم در موردشان حرف بزنيم و نمی‌دانيم اگر در ايران به دنيا نيامد بوديم چه غلطی بايد می‌کرديم

امضا:
April 2009 7 20:31
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Fake-Boy
غایب
همون سينای خودمون
*****
ثبت نام شده

سن: 21
ارسال ها: 3,694
تاریخ ثبت نام: June 2008
اعتبار: 38
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 0
( 4 تشکر در 4 ارسال )
شماره ارسال: #2
Re: ما حيوانات را خيلي دوست داريم
KhandeKhandeKhandeKhande

مرسی خیلی جالب بود ... !!! Icon_cool

امضا:
من سنّت شکن بودم از وقتی با دنیا دست دادم ....
به خاطر همینم هست که من یکی با کل دنیا فرق دارم !

======================

پرچم بالاست داش ...
April 2009 7 22:26
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Alex
غایب
ALONE
******
کاربر ارزشمند

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 12,712
تاریخ ثبت نام: May 2007
اعتبار: 62
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 1
( 15 تشکر در 14 ارسال )
شماره ارسال: #3
Re: ما حيوانات را خيلي دوست داريم
خیلی جالب بود Icon_arrow

آپ کردم بقیه بخونن Icon_cool

امضا: من...

خالی از عاطفه و خشم

خالی از خوشی و غربت

گیج و مبهوت بین بودن و نبودن...

عشق آخرین همسفر من

مثل تو منو رها کرد

حالا دستام مونده و تنهایی من...!
April 2009 10 20:12
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test