مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 10 رای - 2.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

gavan


اخوان ثالث؛ شاعری که اواخر عمر «خانه چراغان» كرد
نویسنده پیام
لیلیت
آفلاین
میتونه برای مدیر شدن فعالیت کنه!
*****
ثبت نام شده

سن: 23
ارسال ها: 1,189
تاریخ ثبت نام: June 2010
اعتبار: 25
حالت من: انتخاب نشده


تشکرها : 55
( 78 تشکر در 27 ارسال )
شماره ارسال: #1
اخوان ثالث؛ شاعری که اواخر عمر «خانه چراغان» كرد
شهريور ماه امسال بيستمين سالگرد درگذشت «قلندرى» آزاده است كه با نگاهى تراژيك از سبك خراسانى نخستين قرن هاى زبان و شعر فارسى «به مازندران امروز» شعر نيمایی نقب زد، زبان كلاسيك شعر فارسى خراسانى را به دوران معاصر احضار كرد تا مرثيه شكست جزئى و تاريخى نسل خود را در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به فاجعه اى تراژيك، كلى و بشرى بركشد و موقعيت آدمى را به دوران اوج شعرى خود تصوير كند.

مهدى اخوان ثالث از نادر شاعرانى بود كه به دوران حيات خود به كلاسيك هاى شعر فارسى پيوست و چندان عمر كرد كه همذات پندارى و هم نفسى خود را با زمانه متحول وانهاد و شعر متعالى او به نازل ترين نمونه هاى شعر قدمایی سقوط كرد.

شعر در اوج اخوان، كه در سه مجموعه «زمستان»، «آخر ش-ا-هنامه» و «از اين اوستا آمده اند»، نه فقط از زيباترين نمونه هاى شعر زبان فارسى در همه اعصار، كه از بانفوذترين و ماندگارترين آثار هنرى و ادبى صد ساله اخير ايران است و شعر نازل او، همه آثارى كه از منظومه «شكار» به بعد منتشر كرد، جز يكى دو نمونه كه نشان از درخشش گذشته او دارند، پيش از مرگ شاعر و به دوران حيات او فراموش شدند.

از ارغنون تا بعد...

مهدى اخوان ثالت حيات شعرى خود را با شعرهاى مجموعه «ارغنون» در قوالب قدمایی كهن، به دورانى آغاز كرد كه زمانه آن نگرش و بينش و آن عاطفه و حس و تخيل، كه بن مايه شعرهاى ارغنون و شعر قدمایی بودند، به سر رسيده بود.

اخوان اما با فرهنگ چپ، كه در دهه سى خلاق ترين بستر ارتقاء فرهنگى بود، با بدايع و نوآورى هاى نيما و با فرهنگ زمان و زمانه همذات و همراه شد و در شعرهایی كه در سه مجموعه زمستان،آخر ش-ا-هنامه و از اين اوستا آمده است، در شعر نيمایی به اوجى رسيد كه كس تا كنون بدان نرسيده است.

اما زمانه و فرهنگ در گره گاه تاريخى اواخر دهه چهل از فضاى شكست و مرثيه، كه نگاه تراژيك اخوان با آن همذات بود، برگذشت و با آغاز جنبش مبارزه مسلحانه به فضایی حماسى متحول شد.

«م.اميد» نوميد، به رغم شاملو كه «بامداد» شده بود، با فضا، زبان و نگاه حماسى همذات پندارى نداشت.

در فضاى حماسى اواخر دهه چهل و دهه پنجاه، مرثيه شكست به حديثى مكرر و نابهنگام بدل شد اما اخوان «چراغ سوخته» در نگاه تراژيك و در مرثيه «ميهن مرده خود» باقى ماند.

شعر اخوان با منظومه «شكار» سقوط و در آثار بعدى او تا جایی نزول كرد كه به حضيض و فرود شعرهاى «ترا اى كهن بوم و بر دست دارم» رسيد.

مجموعه شعرهاى اخوان از منظومه شكار به بعد هم در اسلوب و سبك و زبان و ساختار و هم در بينش و نگاه و عاطفه و تخيل جز گام هاى سريع شاعرى بزرگ به غيبت شعر نبود.

اخوان پس از انقلاب نيز، جز يكى دو شعر درخشان در قالب نيمایی، از جمله شعرهاى «چاه» و «هيچيم و چيزى كم»، به نازل ترين نمونه هاى قوالب قدمایی و به اسلوب و نگاهى برگشت كه حتی با معيارهاى قدمایی، جز تفنن و شوخى و مطايبه هاى خصوصى نبود و گاه.

نثر اخوان

اخوان نثرى زيبا داشت كه با لحن و با طنزى قدمایی تزئين مى شد. آثارى چون «بدعت ها و بدايع نيما» و «عطاء و لقاى نيما»، كه در توضيح بدايع و نوآورهاى نيما در شعر نوشت، به روزگار نگارش از درخشان ترين توضيح هاى فنى در باره وزن و قافيه و ديگر اسلوب هاى شكل بيرونى شعر نيما بودند اما مقايسه نوشته هاى اخوان با متون نظرى نيما، از جمله «ارزش احساسات»، نيز نشان مى دهد كه نگاه اخوان به بدايع و نوآورهاى نيما بر شكل بيرونى، به وزن و موسيقى و قافيه و.. در شعر نيما متمركز بود حال آن نيما بيش از شكل بيرونى به تحول در نگاه و بينش شاعرانه، به ساختار و شكل درونى شعر و به انقلاب در زبان شعر توجه داشت.

چند ماه پس از انتشار مصاحبه، شعر زيباى «چاه» را براى چاپ در آدينه به من داد كه «كتيبه» دوم او و از آثار زيباى او است. چندى بعد شعر «هيچيم و چيزى كم» را نيز منتشر كرد. اخوان با اين دو اثر در اواخر عمر «خانه چراغان» كرد...

از مهدى اخوان سه مجموعه زمستان،آخر ش-ا-هنامه و از اين اوستا ماند و منظومه شكار و مجموعه شعرهاى ارغنون، پائيز در ز-ن-د-ا-ن، عاشقانه ها و كبود، بهترين اميد، در حياط كوچك پائيز در ز-ن-د-ا-ن، دوزخ اما سرد، زندگى مى گويد اما باز بايد زيست و ترا اى كهن بوم و بر دوست دارم، در حيات شاعر و پيش از مرگ او مردند و فراموش شدند.
...

امضا: گویند خدا همیشه با ماست ./ ای غم نکند خدا تو باشی!!!!
September 2010 4 16:16
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test