مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 21 رای - 3.76 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

*ستاره* .::MO(-)AMMAD::. .:Az@m:. .:Nazila:. .:souvenir:. 13128361 aban21 al2lvl!ta aliii_r ali_1991 amin_RB amir@z Arisa Artemis b@har bikhial eiham eng_majid Erato Farinaz fix GH@$EM Ghasedak hadi-alone HaRika hasankhan honey90 hummer IMPASSE J.J kavian ma(-)shid magnetic mahan-t MARY-KHOSH mehdi123 Mehran Amani mohammadsajediyan mohsen001 NARJES313 pinkguitar Renegade S@m Nariman sahrox7 setare_kocholo92 sheytoonakam لیلیت یاس زیبای من کمند110 _mahdi امیرسینا جسیکا رنا سارا شیطون ستوده شده ستين طراوت


مجموعه اشعار برگزیده
نویسنده پیام
Renegade
آفلاین
A Soldier Of Fortune
**********
مدیر کل فروم

سن: 34
ارسال ها: 8,372
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 95
حالت من: Aggressive


تشکرها : 10812
( 10946 تشکر در 4203 ارسال )
شماره ارسال: #91
RE: مجموعه اشعار برگزیده



حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای

گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه‌ای!

گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟

گفت یا برق است یا باد است یا افسانه‌ای!

گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟

گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای!

گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟

گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه‌ای!


ابو سعید ابوالخیر
November 2011 12 13:08
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Artemis
آفلاین
ناظم فروم
********
ناظم فروم

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 8,214
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 87
حالت من: Khoshhal


تشکرها : 6005
( 9859 تشکر در 3394 ارسال )
شماره ارسال: #92
RE: مجموعه اشعار برگزیده
[ لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند - برای عضویت کلیک کنید ]



...فقط"هيچ" ...
همان چيزي ست كه بايد خواست از اين آشفته بازار ..
از اين جنگل كه "گرگانش"..
صدايي نرم دارند..
از اين دنيا كه "يارانش" نگاهي بس نوازشگر..
وليكن خنجري در دست دارند..
دو دست خويش را هم نهان كرده ..
به رويت چهره اي شاداب دارند...
درانديشه ولي..
روياي مرگت را به سر دارند..!!!
تو فريادي زني در جنگلي ساكت..
همان جنگل كه "گرگانش".. صدايي نرم دارند!
چمن ها خشك خشك و
درختان خيس خيس ..
زني تنها كه دستش ميكشد
بر شاخه اي .. باران زده ..
به اميد عبوري بي هدف از انتها !
نگاهي مي كند .. اما ..
نمي بيند ..
نمي گويد ..
نمي خواهد..
به جز يك چيز:
همان چيزي كه بايد خواست از اين آشفته بازار ..
هيچ..
هيچ..
هيچ..
فقط يك چيز:
برقص با من
به اميد عبوري بي هدف از انتها !!!

امضا:
از شیـــــطان پـــوزش می‌طلـبیـــــم
نباید فرامــــوش کنیم که ما فقــــط یک طــــرف داســــتان را شنیده‌ایم،
چون میگویند تمام کتابها را خدا نوشته است!

ساموئل باتلر
November 2011 23 05:13
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Renegade
آفلاین
A Soldier Of Fortune
**********
مدیر کل فروم

سن: 34
ارسال ها: 8,372
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 95
حالت من: Aggressive


تشکرها : 10812
( 10946 تشکر در 4203 ارسال )
شماره ارسال: #93
RE: مجموعه اشعار برگزیده


برای تو و خویش
چشمانی آرزو می‌كنم
كه چراغ‌ها و نشانه‌ها را
در ظلمات‌مان
ببیند.

گوشی
كه صداها و شناسه‌ها را
در بیهوشی‌مان
بشنود.

برای تو و خویش، روحی
كه این همه را
در خود گیرد و بپذیرد.

و زبانی
كه در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون كشد
و بگذارد
از آن چیزها كه در بندمان كشیده است
سخن بگوییم.



مارگوت بیکل
ویرایش و برگردان: احمد شاملو
December 2011 2 21:19
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
.:souvenir:.
آفلاین
مدیر تالار عمومی، کامپیوتر و دانشگاه
*******

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 7,547
تاریخ ثبت نام: December 2008
اعتبار: 93
حالت من: Vaaaaay


تشکرها : 8548
( 4660 تشکر در 2152 ارسال )
شماره ارسال: #94
RE: مجموعه اشعار برگزیده

رود باید شد و رفت

دشت باید شد و خواند

در من این جلوۀ اندوه ز چیست ؟

در تو این قصۀ پرهیز ــ که چه ؟

در من این شعلۀ عصیان نیاز

در تو دمسردی ِ پاییز ــ که چه ؟



حرف را باید زد!

درد را باید گفت!


سخن از مهر من و جور ِ تو نیست

سخن از متلاشی شدن دوستی است

و عبث بودن ِ پندار ِ سرورآور ِ مهر



آشنایی با شور ؟

و جدایی با درد ؟


و نشستن در بُهت ِ فراموشی یا غرق ِ غرور ؟

من چه می گویم ، آه ...

با تو اکنون چه فراموشی ها

با من اکنون چه نشستن ها، خاموشی هاست...






« حمید مصدق »


امضا:
(آخرین تغییر در این ارسال: December 2011 21 12:49 توسط .:souvenir:..)
December 2011 21 12:49
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Mehran Amani
آنلاین
بابا تو دیگه کی هستی!؟
****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 823
تاریخ ثبت نام: October 2011
اعتبار: 21
حالت من: Relax


تشکرها : 641
( 486 تشکر در 262 ارسال )
شماره ارسال: #95
RE: مجموعه اشعار برگزیده
ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه ایم
با خرابات آشنائیم از خرد بیگانه ایم
خویشتن سوزیم و جان بر سر نهاده شمع وار
هر کجا در مجلسی شمعی است ما پر پروانه ایم
اهل دانش را در این گفتار با ما کار نیست
عاقلان را کی زبان دارد که ما دیوانه ایم
گرچه قومی را صلاح و نیکنامی ظاهر است
ما بقلاشی و رندی در جهان افسانه ایم
اندرین ره گر بدانی هر دو بر یک جاده ایم
وندرین کوی ار ببینی هر دو از یک خانه ایم
خلق میگویند جاه و فضل در فرزانگیست
گو مباش اینها که ما رندان نافرزانه ایم
عیب تست ار چشم گوهربین نداری ورنه ما
هر یک اندر بحر معنی گوهر یکدانه ایم
از بیابان عدم دی آمده فردا شده
کمتر از عیسی یک است کاندرین کاشانه ایم
سعدیا گر باده صافیت باید بازگو
ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه ایم
<سعدی شیرین سخن>

امضا:
بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن
(آخرین تغییر در این ارسال: December 2011 24 19:20 توسط Mehran Amani.)
December 2011 24 19:18
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
.:souvenir:.
آفلاین
مدیر تالار عمومی، کامپیوتر و دانشگاه
*******

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 7,547
تاریخ ثبت نام: December 2008
اعتبار: 93
حالت من: Vaaaaay


تشکرها : 8548
( 4660 تشکر در 2152 ارسال )
شماره ارسال: #96
RE: مجموعه اشعار برگزیده
همه لرزش ِ دست و دل ام
از آن بود
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریزگاهی گردد.


آی عشق آی عشق
چهره ی آبی ات پیدا نیست.

و خُنکای مَرهمی
برشعله ی زخمی
نه شور ِ شعله
برسرمای درون.


آی عشق آی عشق
چهره ی سرخ ات پیدا نیست.


غبار تیره ی تسکینی
بر حضورِ وَهن
و دنج رهایی
برگریز حضور،
سیاهی
بر آرامش ِ آبی،
وسبزه ی برگچه
بر ارغوان


آی عشق آی عشق
رنگ آشنایت
پیدا نیست.










«احمد شاملو»

امضا:
(آخرین تغییر در این ارسال: January 2012 3 23:27 توسط .:souvenir:..)
January 2012 3 23:24
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Artemis
آفلاین
ناظم فروم
********
ناظم فروم

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 8,214
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 87
حالت من: Khoshhal


تشکرها : 6005
( 9859 تشکر در 3394 ارسال )
شماره ارسال: #97
RE: مجموعه اشعار برگزیده
وقتی گفتم:
دوستت دارم
می دانستم انقلابی است علیه قبیله
و ناقوس رسوایی را به صدا درآورده ام
می خواستم برانداز سلطه باشم

تا جنگل های انبوه برویند
و آبی دریاها فزونی یابد
و کودکان جهان آزاد شوند
پایان عصر بربریت را می خواستم
مرگ آخرین پادشاه را
وقتی که دوستت داشتم
می خواستم درهای حرم سراها را بشکنم
سینه ی زنان را از دندان مردان رها کنم
وقتی گفتم «دوستت دارم»
می دانستم الفبای تازه ای برای شهر بی سوادها اختراع می کنم
و به مردم شرابی می بخشم که نمی شناسند

***

وقتی گفتم «دوستت دارم»
می دانستم بربرها با نیزه های
زهرآلود و کمان های کشیده
تعقیبم می کنند
عکسم را به دیوار می چسبانند
اثر انگشتم را در کلانتری ها پیگیری می کنند
و جایزه ی بزرگ نصیب کسی ست که سر بریده ام را بیاورد
تا به سر در شهر
مثل پرتغالی لبنانی آویزان شود
وقتی اسمت را بر دفتر گل ها می نوشتم
می دانستم مردم مقابلم هستند
دراویش و جاهل ها
آن ها در وراثت شان از عشق تهی
علیه منند
گفتم آخرین پادشاه را بکشم - د-و-ل-ت
عشق تو را به پا کنم - که تو ملکه اش هستی
می دانستم که فقط گنجشک ها با من
اعلام انقلاب می کنند...


امضا:
از شیـــــطان پـــوزش می‌طلـبیـــــم
نباید فرامــــوش کنیم که ما فقــــط یک طــــرف داســــتان را شنیده‌ایم،
چون میگویند تمام کتابها را خدا نوشته است!

ساموئل باتلر
(آخرین تغییر در این ارسال: January 2012 6 15:47 توسط Artemis.)
January 2012 6 15:45
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Renegade
آفلاین
A Soldier Of Fortune
**********
مدیر کل فروم

سن: 34
ارسال ها: 8,372
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 95
حالت من: Aggressive


تشکرها : 10812
( 10946 تشکر در 4203 ارسال )
شماره ارسال: #98
RE: مجموعه اشعار برگزیده
(June 2011 26 15:33)Renegade نوشته شده: [ لینک ها فقط برای اعضا قابل نمایش هستند - برای عضویت کلیک کنید ]
از تو ای عشق در این دل چه شرر ها دارم

یادگار تو چه شب ها چه سحر ها دارم

با تو ای راهزن دل چه سفر ها دارم

گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم

تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی

تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی

گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم

که به عمری نتوانم همه را بشمارم

گرچه از نرگس او ساخته ای بیمارم

گرچه ز آن زلف،گره ها زده ای در کارم

باز هم گرم از این آتش جانسوز توأم

سرخوش از آه وغم و درد شب و روز توأم

باز اگر بوی مئی هست ز میخانه ی توست

باز اگر آب حیاتی است ز پیمانه ی توست

باز اگر راحت جانی بود افسانه توست

باز هم عقل کسی راست که دیوانه ی توست

شکوه بی جاست مرا کشتی و جانم دادی

آنچه از بخت طمع داشتم آنم دادی

من ندیدم سخنی خوشتر از افسانه ی تو

عاقلان بیهوده خندند به دیوانه ی تو

نقد جان گرچه بود قسمت پیمانه ی تو

آه از آن که نشد ،مست ز میخانه ی تو

کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق!

آن دلی کز تو نلرزد به چه ارزد ا ی عشق؟




[تصویر: icon_294.gif]
January 2012 22 01:13
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Renegade
آفلاین
A Soldier Of Fortune
**********
مدیر کل فروم

سن: 34
ارسال ها: 8,372
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 95
حالت من: Aggressive


تشکرها : 10812
( 10946 تشکر در 4203 ارسال )
شماره ارسال: #99
RE: مجموعه اشعار برگزیده
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بی‌دل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت

ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت

مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت

عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت

همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت...
January 2012 27 21:24
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Arisa
آفلاین
بابا تو دیگه کی هستی!؟
****
ثبت نام شده

سن: 19
ارسال ها: 714
تاریخ ثبت نام: August 2009
اعتبار: 28
حالت من: Pakar


تشکرها : 146
( 217 تشکر در 145 ارسال )
شماره ارسال: #100
RE: مجموعه اشعار برگزیده
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای ؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای؟
خسته ام زین عشق ، دلخونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو لیلا ی تو ، من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق ، یکجا باختم
کردمت آواره ی صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر می زنی
بر حریم خانه ام در می زنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا ش-ا-هت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

امضا:
خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی فهمیدم که
معادله زندگی نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته ها...
(آخرین تغییر در این ارسال: February 2012 14 15:18 توسط Arisa.)
February 2012 14 15:15
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test