مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 21 رای - 3.76 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

*ستاره* .::MO(-)AMMAD::. .:Az@m:. .:Nazila:. .:souvenir:. 13128361 aban21 al2lvl!ta aliii_r ali_1991 amin_RB amir@z Arisa Artemis b@har bikhial eiham eng_majid Erato Farinaz fix GH@$EM Ghasedak hadi-alone HaRika hasankhan honey90 hummer IMPASSE J.J kavian ma(-)shid magnetic mahan-t MARY-KHOSH mehdi123 Mehran Amani mohammadsajediyan mohsen001 NARJES313 pinkguitar Renegade S@m Nariman sahrox7 setare_kocholo92 sheytoonakam لیلیت یاس زیبای من کمند110 _mahdi امیرسینا جسیکا رنا سارا شیطون ستوده شده ستين طراوت


مجموعه اشعار برگزیده
نویسنده پیام
honey90
آفلاین
کاربر خستگی ناپذیر!
****
ثبت نام شده

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: April 2011
اعتبار: 14
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 102
( 225 تشکر در 135 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: مجموعه اشعار برگزیده
جرات ديوانگي
انگار
اين سالها كه مي گذرد
چندان كه بايد ديوانه نيستم
احساس مي كنم كه پس از مرگ
عاقبت
يك روز
ديوانه مي شوم!
شايد براي حادثه بايد
گاهي كمي عجيب تر از اين باشم
با اين همه تفاوت
احساس مي كنم كه كمي بي تفاوتي
بد نيست!
اين روز روزها كه جرات ديوانگي كم است
بگذار باز هم به تو برگردم
بگذار دست كم
گاهي تو را در خواب ببينم!
بگذار در خيال تو باشم
بگذار............
بگذريم
اين روزها
خيلي دلم براي گريه تنگ است...!

امضا: عاشقي عاشق باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش و به مهرباني مهر بورز. با آشتي اشتي کن و از جدايي جدا باش.
June 2011 26 15:51
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: مجموعه اشعار برگزیده
گاهی دلم از سرعت این ثانیه ها می گیرد...

غصه ام می گیرد...

اشک می ریزم و از وحشت این نابودی،

ساعتم را به زمین می زنمو می شکنم

تا از این لحظه ی فانی شدنی،

از تماشای خیال،

از نگاه گذرای من و تو،

لذتی بیش نصیبم بشود

همه ی هستی من پر شده از ترس و هراس

ترس از مرگ و فنا،

ترسِ از نابودی،

ترسِ از رفتن و این واقعیت:

که کسی آیا؟!!!

می کند یاد مرا؟؟؟

می هراسم که مبادا روزی،

بی خبر پر بکشم از دنیا،

روحم از جسم علیلم خسته،

جسم و روح هردو ز هم بگسسته

من ِ درمانده هم آنجا در قبر،

در عزای دل بیچاره ی خود بنشسته،

کوله بارم خالی،

روزگارم فانی،

نیست افسانه ای از من باقی

هرچه هست صحبت مرگ است و فنا،

صحبت از قصه ی شمع است و خیال،

صحبت از آنچه که ناگفتنی است،

وای بر حال خراب من و تو،

در شب اول قبر!!!


زهرا حبیبی

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
June 2011 26 23:28
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: مجموعه اشعار برگزیده
مشقِ مثنوی...

باز شورِ مثنوی دارد دلم

از ازل این می سرشته با گِلم

بزم نابِ مثنوی کردم به پا

مثنوی گوی دلِ تنگم بیا

باز دل را با نگاهی رام کن

این تپش ها را بیا آرام کن

تاکه دفتر را گشودم آمدی

مُهر عشقت را به شعرِ من زدی

آمدی ای ماه....شب پُر نور شد

سازِ بد آ-ه-ن-گِ دل تنبور شد

گفتی ای عاشق بیا آغاز کن

در هوای مثنوی پرواز کن

تو فقط تکرار کن...شاعر منم

شعرِ تو من ، اول و آخر منم

من همین جایم تو تنها نیستی

با تواَم من...بیقرارِ چیستی؟؟؟

قصه ی دلدادگی از سَر بگیر

مست شو...پیمانه ای دیگر بگیر

درد را بشناس و دل آماده کن

اشک را مستانه همچون باده کن

مشق کن این قصه ی پُر درد را

تازه کن گلواژه های زرد را

جز شکوهِ عشق تصویری نبین

از نگاهم غنچه ی وصلی بچین

قصه ی هجرانِ ما سَر می شود

صبر کن...فردای بهتر می شود....

واژه نوشیدم ز تو ....دنیای راز

دل...به این عشق و به غم هایش بناز

مثنوی گو...با تو سهمم درد نیست

زمهریرِ لحظه هایم سرد نیست...




سودابه طهمورثی

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
June 2011 28 02:51
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: مجموعه اشعار برگزیده
باری چه سنگین است

با سایه های تار

با سایه های پیش پا افتاده ی بسیار

با سایه های سطحی از عمق اقیانوس

از ارتفاع آفتاب و آسمان گفتن

تکلیف من با من

تکلیف من با سایه های خویشتن این است!


قیصر امین پور

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
July 2011 4 19:28
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
hummer
آفلاین
فروم باز!
***
ثبت نام شده

سن: 36
ارسال ها: 312
تاریخ ثبت نام: July 2011
اعتبار: 25
حالت من: Khoonsard


تشکرها : 1070
( 502 تشکر در 198 ارسال )
شماره ارسال: #35
درددل با خدا
زم شدم شیشه به زمم نشست
شیشه شدم سنگ سرم را شکست
یارب اگر سنگ شوم لحظه ای،بردل این این سنگ چه خواهد گذشت؟

امضا: برای انسانها ی بزرگ بن بستی وجود ندارد
زیرا آنان براین باورند که یا راهی خواهم ساخت
یا راهی وجود دارد
انسان عاقل بیش از آنکه به دنبال فرصت هاباشد آنها را به وجود میاورد






July 2011 12 21:32
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
hummer
آفلاین
فروم باز!
***
ثبت نام شده

سن: 36
ارسال ها: 312
تاریخ ثبت نام: July 2011
اعتبار: 25
حالت من: Khoonsard


تشکرها : 1070
( 502 تشکر در 198 ارسال )
شماره ارسال: #36
درددل با معشوق
نشنواز، نی حدیث بی نواست ،بشنواز دل حریم کبریاست
نی چوسوزد تل خاکستر شود دل چوسوزد خانه دلبر شود

امضا: برای انسانها ی بزرگ بن بستی وجود ندارد
زیرا آنان براین باورند که یا راهی خواهم ساخت
یا راهی وجود دارد
انسان عاقل بیش از آنکه به دنبال فرصت هاباشد آنها را به وجود میاورد






(آخرین تغییر در این ارسال: July 2011 12 21:36 توسط hummer.)
July 2011 12 21:36
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: مجموعه اشعار برگزیده
موضوعات مرتبط باهم ادغام شدند. [تصویر: icon_cool.gif]

دوست عزیز برای ارسال پست حدالامکان تاپیک مورد نظر را جستجو کنید و از ایجاد تاپیک برای پست های پراکنده خودداری کنید.

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
July 2011 12 21:46
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Artemis
آفلاین
ناظم فروم
********
ناظم فروم

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 8,214
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 87
حالت من: Khoshhal


تشکرها : 6005
( 9859 تشکر در 3394 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: مجموعه اشعار برگزیده

هنوز پس از سالها
تارکوفسکی
در من عصیان می کند

کافکا

مسخم می کند

نیچه
فریاد می زند
چنین گفت زرتشت

هنوز هدایت
در دهلیز های وسردابه های بوف کور
عقلم را نهیب می زند

هنوز فروغ در خانه سیاهش
به عزای علی کوچولو
نشسته است

و شاملو
هنوز
اینه در اینه است

حمید مصدق
سیب دندان زده
به فروغ می دهد

هنوز نام همه مردگان یحیی ست

و در سال بلوای معروفی
سمفونی مردگان
می نوازند

هنوز در مدارصفر درجه احمد محمود
راه می روم

و با گرگ های بیابان
هرمان هسه
روبه رویم

هنوز با لورکا ، بورخس ، کالوینو
شبها به شب نشینی نشسته ایم
محاکمه میلان کوندرا
در بار هستی ست

هنوز مادران حسین پناهی
با دفن فرز-ن-د-ا-نشان
تکه ای از روحشان را به گورمی سپارند

هنوز سووشون سیمین است
و من در جزیره سرگردانی سیمین
در پی هستی ام

هنوز در روزگار سپری شده مردم سا لخورده ی وطنم
در پی د-و-ل-ت ابادی ام تا ادامه دارد را به آخر رمان اضافه کند

آه چقدر دلم می خواهد
بار دیگر به نادر بگویم
بازگشت چیزی را خراب نمی کند
نادر در شهری که من دوستش می داشتم
من باز گشتی پیروز مندانه خواهم داشت
و در این بازگشت فلب کوچکم را به همه هدیه خواهم داد

و در زمستان سرد ارواح به اخوان خواهم گفت
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است کلامی ست برای همه فصول

و اینک من ،
زنی از قبیله عصیانگران توتم شکن
در آغاز فصل سرد دستهایم را دوباره
در باغچه می کارم شاید که سبز شود

( شعري از سارا فرزاد )


امضا:
از شیـــــطان پـــوزش می‌طلـبیـــــم
نباید فرامــــوش کنیم که ما فقــــط یک طــــرف داســــتان را شنیده‌ایم،
چون میگویند تمام کتابها را خدا نوشته است!

ساموئل باتلر
July 2011 19 13:24
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Renegade
آفلاین
A Soldier Of Fortune
**********
مدیر کل فروم

سن: 34
ارسال ها: 8,372
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 95
حالت من: Aggressive


تشکرها : 10812
( 10946 تشکر در 4203 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: مجموعه اشعار برگزیده
خانه من


این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت

هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان

لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان

موجی است که در ساحل دریای عدن نیست

در پیکر گلهای دلاویز شمیران

عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست

آواره ام و خسته و سرگشته و حیران

هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست

آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست

دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ

در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست

هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران

بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست

پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران

لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست

هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ

چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست

این کوه بلند است ولی نیست دماوند

این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست

این شهرعظیم است ولی شهرغریب است

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست


یاد و نام دکتر خسرو فرشیدورد جاوید باد
July 2011 20 02:18
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Renegade
آفلاین
A Soldier Of Fortune
**********
مدیر کل فروم

سن: 34
ارسال ها: 8,372
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 95
حالت من: Aggressive


تشکرها : 10812
( 10946 تشکر در 4203 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: مجموعه اشعار برگزیده
من مست و تو ديوانه ما را که برد خانه **** صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پيمانه

در شهر يکي کس را هشيار نمي بينم **** هر يک بتر از ديگر شوريده و ديوانه

هر گوشه يکي مستي دستي زده بر دستي **** وان ساقي سرمستي با ساغر ش-ا-هانه

اي لولي بربط زن تو مست تري يا من **** اي پيش تو چو مستي افسون من افسانه

از خانه برون رفتم مستيم به پيش آمد **** در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

چون کشتي بي لنگر کژ ميشد و مژ ميشد **** وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

گفتم که رفيقي کن با من که منت خويشم **** گفتا که بنشناسم من خويش ز بيگانه

گفتم : ز کجايي تو؟ تسخر زد و گفت اي جان **** نيميم ز ترکستان نيميم ز فرغانه

نيميم ز آب و گل نيميم ز جان و دل **** نيميم لب دريا نيمي همه دردانه

من بي دل و دستارم در خانه خمارم من **** يک سينه سخن دارم هين شرح دهم يا نه

تو وقف خراباتي دخلت مي و خرجت مي **** زين وقف به هوشياران مسپار يکي دانه
July 2011 22 14:17
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test