مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 21 رای - 3.76 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

*ستاره* .::MO(-)AMMAD::. .:Az@m:. .:Nazila:. .:souvenir:. 13128361 aban21 al2lvl!ta aliii_r ali_1991 amin_RB amir@z Arisa Artemis b@har bikhial eiham eng_majid Erato Farinaz fix GH@$EM Ghasedak hadi-alone HaRika hasankhan honey90 hummer IMPASSE J.J kavian ma(-)shid magnetic mahan-t MARY-KHOSH mehdi123 Mehran Amani mohammadsajediyan mohsen001 NARJES313 pinkguitar Renegade S@m Nariman sahrox7 setare_kocholo92 sheytoonakam لیلیت یاس زیبای من کمند110 _mahdi امیرسینا جسیکا رنا سارا شیطون ستوده شده ستين طراوت


مجموعه اشعار برگزیده
نویسنده پیام
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #1
مجموعه اشعار برگزیده
همونطور که از عنوان تاپیک پیداست، اینجا محل ارسال اشعار برگزیده شماستIcon_cool

اشعار شاعرانی چون:
فریدون مشیری (عشقم! Icon_arrow)

هوشنگ ابتهاج - مهدي اخوان ثالث - احمد شاملو - رحيم معيني كرمانشاهي - نيما يوشيج - پروين اعتصامي - سهراب سپهري - مهدي سهيلي - فروغ فرخزاد - حميد مصدق و دیگران....


Flw

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
(آخرین تغییر در این ارسال: May 2011 9 03:05 توسط Renegade.)
January 2011 26 14:15
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #2
Re: مجموعه اشعار برگزیده
مریم حیدرزاده از «ماه تمام من»:

من که ادعا نکردم
نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم

همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم

عازم سفر شدي تو من دلم مي خواست بموني

واسه موندن تو اما بخدا دعا نكردم

واسه تو كلي نوشتم كه يه جوري مبتلا شي

تقصير منه كه آخر تو رو مبتلا نكردم

توي كوچه ي رفاقت يه سلام جواب ندادم

تو دلم تويي اون و با كسي آشنا نكردم

مي دونم دوسم نداري حتي قد يه قناري

اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نكردم

ما جايي قرار نذاشتيم جز تو كوچه هاي رويا

اين دفعه تو اومدي من به قرار وفا نكردم

زير دين ناز چشمات يه عمريه دارم مي سوزم

تا خاكستري نشه دل دينمو ادا نكردم

اومدن واسه نصيحت به بهانه ي يه صحبت

عمرشون كلي تلف شد چون تو رو رها نكردم

راه آسمون كه بسته س گرچه قلبامون شكسته س

تا بحال انقد خدا رو اينجوري صدا نكردم

تو من و گذاشتي رفتي خواستي من ديوونه تر شم

باورت نمي شه شايد آخه جون فدا نكردم

نامه هاي عاشقونه با نشونه بي نشونه

اما از كساي ديگه س پس اونا رو وا نكردم

يادته عكست و دادي بذارم تو قاب قلبم

بعد از اون روز ديگه هرگز به كسي نگا نكردم

تو از اون روزي كه رفتي نه تو رفتي كه ببيني

تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم

103

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
January 2011 30 16:29
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #3
Re: مجموعه اشعار برگزیده
بی خانمان
شبی سرد و زمستانی گذر کردم من از راهی...

بدیدم کودکی غمگین کشد هردم زدل آهی....

جلو رفتم ...

به آغوشش کشیدم...

چند وقتی را پیاپی هی نفس میزد...

عجب بغضی به دل دارد...

نگاهش خسته از آزار این مردم...

پیاپی گریه میکرد و به دل از غصه اش می گفت...

آری دخترک بی خانمان بود و سخن از گریه ها ی بی امان و از تب شبهای پر وحشت ،درون سینه ا ی کوچک که هردم از نگاه عابران دون و دد می آمد و تنها پناه امن او یک کوچه ی باریک و تاریکی که هر دم انتهایش را به بن بستی رسد می گفت ...
از سیمین Flw

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
January 2011 31 11:54
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #4
Re: مجموعه اشعار برگزیده
خانه بردوش

خانه بردوش ترین عاشق آبادی را
به گناهی که چرا عاشق بود
رانده اند تا روَد از مزرعه ی باور خود...
این پر از فاصله را دریابید!
آنکه سلول نگاهش به فراسوتر،عقیم از شادیست
تا کجا می باید
مثل یک کودک بازیگوشی
بدود از پی ِ یک سایه که
انباشته از ابهام است...

از اشعار عبدالرضا مهری نژاد ملقب به عاکف

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
(آخرین تغییر در این ارسال: January 2011 31 13:21 توسط Erato.)
January 2011 31 13:19
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #5
Re: مجموعه اشعار برگزیده
بهاری پر از ارغوان

تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو می تابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است
چو خندان به سوی من ایی به مهر
بهاری پر از ارغوان با من است
کنار تو هر لحظه گویم به خویش
که خوشبختی بی کران با من است
روانم بیاساید از هر غمی
چو بینم که مهرت روان با من است
چه غم دارم از تلخی روزگار
شکرخنده آن دهان با من است

فریدون مشیری

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
January 2011 31 22:04
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #6
Re: مجموعه اشعار برگزیده
تو بمون
شاعر: الهام.ش

خیلی زود می رم از اینجا تو بمون
با تموم خاطراتت تو بمون

من اگه بد،اگه پائیزی بودم
تو که خوبی و بهاری تو بمون

من اگه خیلی دلم سنگو سیاست
تو که پاکیو سفیدی تو بمون

من می رم تا دوباره شروع کنم
بدون من تکو تنها تو بمون

تو که اصلو نسبت به آسمونه
بی اصالتم،می رم من،تو بمون

با تموم بدیهام ازت می خوام

یاد من نیفتی هیچ وقت تو بمون

خیلی حرفا رو دلم مونده ولی
باشه تا روز قیامت تو بمون ...
aah

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
February 2011 1 12:43
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #7
Re: مجموعه اشعار برگزیده
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی بدست آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
(سعدی)
Flw
...............................................

دروغ است این گفته بی اساسIcon_twisted
اساسی ندارد ز روی قیاس

مخوان دیگر این حرف بییهوده را
مدان پاک هر دیو آلوده را

که گوید بنی آدم بد سیر
چو اعضای جسمی است با یکدگر؟

کجا دیده ای کز غم و درد تو
خبر دار گردد هماورد تو

اگر روزگارت نبرد آورد
دلت را زغمها بدرد آورد

کرا دیده ای در همه عمر خویش؟
که شد در پریشانی تو پریش؟

کدام است آن کو زفریاد تو
بود لحظه ای در غم و یاد تو؟

نداری اگر باور این گفته را
نخوانی تو این حرف آشفته را

گشا دیدهء خویش را یک زمان
نظر کن به اوضاع روی جهان

که در هر قدم عرصه این زمین
همه غرق اشک است و آه و انین

بر این صحنهء دودمان بشر
که هستند پیوسته با یکدیگر

بدقت نگاهی غم آلود کن
نگاهی بر آن آتش و دود کن

ببین عضوهایی بدرد آمده
ز درد و اَلَم در نبرد آمده

برو جنگهاي یمن را ببین
بخون غرق دشت و دَمَن را ببین

به آوارگان فلسطین نگرaah
اسیران درمانده و در بدر

عراق آن محیط ستم بیخته
ز کُرد و عرب خونها ریخته

یکایک ترا پرده بر می درند
که اینان چسان عضو یکدیگرند

به ویتنام آن سرزمین سیاه
که از بیگناهی است زار و تباه

گذر کن به عضو یکی آدمی
نه گر از غم دیگران بیغمی

بر آن صحنهء محشر و رستخیز
نگاهی بینداز و اشکی بریز

ببین کوخهای بهم ریخته
همه خاک و خون در هم آمیخته

همه دود و آتش همه خاک و گرد
همه دشمنی ها و جنگ و نبرد

همه گریه و وحشت و جیغ و داد
همه مرگ در صورت گردباد

همه مادرانِ ز غم سوخته
فشرده گلو لب بهم دوخته

خرابی و بی خانمانی همه
زخون رنگ خاک ارغوانی همه

تن رنج پروردهء کودکان
زتیر ستم زخمی و خون چکان

افقهای تاریک از رنگ مرگ
بکار خودش آسیا سنگ مرگ

کسانی که در اصل یک گوهرند
در آتش چسان خاک و خاکسترند

پدرهای جان داده از خانه دور
زن و بچه ها زنده رفته بگور

صدای هراس آور غول مرگ
شب و روز در گوش مشمول مرگ

جهانی پر از اشک و آه و غریو
فرآورده دست یک عده دیو

زن و مرد و اطفال و برنا و پیر
هدف مانده از بهر رگبار تیر

شکم خالی از نان و تن از لباس
بدن در تب مرگ و دل پر هراس

جهانی شناور بدر یای رنج
فرومانده در-پنجه های شکنج

عقابان رویینه تن در فضا
بر ایشان ببارند تیر قضا

نسیم صباشان سموم آورد
خبرهای شان مرغ شوم آورد

زمین چون مغاک و هوا زهرناک
شب و روزشان همچو سیل هلاک

در آن کشور عشق و آمالها
فرو مرده شمع طرب سالها

جوانها بجای عروسی و ناز
نهاده سر خاک گلگونه باز

ز آتش ببارد بسرشان تگرگ
که هر یک از آن بهر صدها است مرگ

بنی آدم تیره دل را نگر
کزو عالمی گشته زیر و زبر

ندانم چسان در زبان آورند
بنی آدم اعضاي یک پیکرند

چرا سعدی آن گوهر پر فروغ
باین شاخداری سراید دروغ

نه، آن آفتاب جهان ادب
نگوید سخن یاوه و بی سبب

درست است ما جمله یک پیکریم
بنی آدمیم عضو یکدیگریم

بشر را کجا میل باشد به شر
که مایل بشر نیست هرگز به بشر

ولیکن گروهی جهان خوارگان
که مست اند از خون بیچارگان

به جام سیاست ز صهباي جاه
شده سرخوش و گمره و دل سیاه

زنیروی پول و ز نیروی زور
کشیده جهانی به ژرفای گور

جنایت گرانی چو عفريت مست
فرو برده در حلق خود هر چه هست

نه از آدمیّت در ایشان اثر
نه دارای اطوار یک جانور

جهان سوزد از دست مشتی پلید
که قدرت کند کسب کاخ سفید

بمیرد سگش گر شود سوگوار
ولی خندد از مرگ صدها هزار

ز اهریمنی اینچنین مست خون
جهان سوگوار است و زار و زبون

حساب چنین عنصری خیره رای
بود از حساب بشرها جدای

بشرها همان مادرند و پدر
همان دوستداران نوع بشر

کجا مادر و یا پدر جنگجوست
کجا اهرمن طبع و درنده خوست

به هر جای مادر بود مادراست
سیاه و سفیدی نه اندر خوراست

چسان بیند این گوهر تابناک
که فرزند او خفته در خون و خاک

چسان بیند این مظهر مهر و نور
جوان رشیدش در آغوش گور

پدر چون کشد بار این درد؟ چون؟
که باشد جگر گوشه اش غرق خون

که خواهد که آتش بجانش فتد؟
زهستی و از خانمانش فتد؟

همان مرد ویتنامی تیره روز
نخواهد که باشد در اندوه و سوز

نخواهد که هر لحظه از آسمان
شود بهر تیر هلاکت, نشان

سراسر جهان آدمی زاده اند
پی صلح جانباز و دلداده اند

تنفّر فزای است آواز مرگ
بود رقص دشوار با ساز مرگ

ولیکن خداوند دنیای جنگ
فرستد هدایای توپ و تفنگ

که آتش فروزند و جنگ آورند
جهان را از آن عار و ننگ آورند

بجانِ هم انداخته بی شکیب
گروه جوانان به زور فریب

جوانان نه خونخوار و جنگ آورند
جوانان همه عضو یکدیگرند

جوان غنچه گلبن آرزو است
کجا مست خون و کجا جنگجو است

ولی غول این صحنهء نیستی
نمی پرسد از هیچکس کیستی؟

نگردد زخون ریختن سیر هیچ
به جز کشتنش نیست تدبیر هیچ

چنان مست گشته است از زور خود
که با دست خود می کَنَد گور خود

رفیقا به ویتنام اگر بگذری
زمن این پیام محبت بری

که ای جان سپاران آزادگی
جوانان و یاران آزادگی

پدرهای از دست داده پسر
پسرهای نا دیده روی پدر

گرفتار درد و بلا مادران
ز دست ستم خاک غم بر سران

ز مرگ عزیزان بدل سوزها
سیه روز از آتش افروزها

بسازد با رنج و غمهای خویش
برانیده دشمن ز مأوای خویش

بپایان رسد این شب تارتان
بروید گل از بوتهء خارتان

افقهای تاریک روشن شود
جهان خزان باز گلشن شود

ز خونی که بر خاک تان ریخته
شود باغ آزادی انگیخته

اسیر شما گردد این غول جنگ
بدام افتد این غول مسؤل جنگ

دریغا ز دنیای آسودگی
از ان روی زیبای آسودگی

خوشا زندگی در مغارات دور
ز آسیب جنگ ز آفات دور

چه خوش عالمی بود عهد حجر
ز شور و شر این جهان بی خبر

بشر تا بسوی تمدن شتافت
دگر روی آسودگی را نیافت

در تیره بختی برویش گشود
چو بر اختراع و صنایع فزود

کلید هنر چون بدستش فتاد
به ایوان هستی شکستش فتاد

چو آماده شد صنعت وپیشه را
فرو کوفت بر ریشه اش تیشه را

بمعنی ره خود دگر گونه برد
ز علم و هنر سود وارونه بُرد

به صنعت نبودي گر این گامها؟
چه میکرد جانسون به ویتنامها؟

به پرواز گر سوی ماه رفت
بمعنی سرازیر درچاه رفت

به اسرار ذراّت چون راه جُست
تن خویش را سوخت بار نخست

اتم شد مسّخر ولی مرگ را
فنا کردن بار را برگ را

بشر تا گرفتار دیوانگی است
گرفتار خونریزی خانگی است

بباید از این دانش مرگ زای
گریزان شدن تا بدیگر سرای

و یا در پس جنگل و کوهها
رها گشتن از چنگ اندوهها

سعادت در آنجا بدست آیدت
که دوری از این دیو پست آیدت

یقین دان که گر دیر یا زود شد
ز دستش جهان محو و نابود شد

بیا تا هم امروز کاری کنیم
بفردای خود اشکباری کنیم

بدرگاه داور نیاز آوریم
نیازی بدان کار ساز آوریم

که بخشد نجاتی به بیچارگان
از این غولها و جهانخوارگان.

از استاد شفیقی
تالش/ آبان 1354

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
February 2011 7 21:42
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #8
Re: مجموعه اشعار برگزیده
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟

واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمی‌گم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام
می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش
راه دیدم نرفته بود، رفتمش
جوونه‌ی نشکفته رو٬ رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهره‌ی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم
چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من،
حیرونت نبودم؟
تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمهIcon_300
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر می‌خواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه
***
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقه‌ای از حلقه‌ی زنجیر شدن
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟

حسین پناهی

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
February 2011 10 11:43
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #9
Re: مجموعه اشعار برگزیده
کجایی تو حالا، ببینی دلم را




تو پای دلم را به عشقت کشاندی

به دامم کشیدی، به داغم نشاندی

ز عالم بریدم، چو روی تو دیدم

تو اما پریدی، کنارم نماندی

من آن شمع سوگم که تو در سر من

چو آتش نشستی و اشکم چکاندی

تو آسان دلم را ربودی و حتی

نگاهم نکردی، زپیشت براندی

تو از من چه دیدی، چه از من شنیدی

که پیک غمت را به سویم دواندی

کجایی تو حالا، ببینی دلم را

دلی که شکستی، به خونش نشاندی

محمد بیدخونی


Icon_cry

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
February 2011 16 22:02
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #10
Re: مجموعه اشعار برگزیده
ای مهربون قصه هام, واسه تو این شعرو میگم
دلیل ناب بودنم, تویی دلیل شعر من
ترانه ی قشنگ من, بهونه ی آواز من
امشب میخوام از ته دل, واست ترانتو بگم
ترانه حرف دلمه, حکایت قلب خودم
میخوام که فریاد بزنم: تویی تویی دلیل من
شعرای من برای تو, چشمای تو برای من
دار و ندارم مال تو, اما دل تو مال من
اسمت شده برای من تکرار یه حرف قشنگ
دستای مهربون تو, یه تکیه گاه خوب و امن
بیا بمون کنار من, بهونه ی قشنگ من
سرخی لحظه های من, آبی آرامش من
... اومدنت یه حادثه, حرف زدنت یه اتفاق
بودن و موندنت برام، قشنگترین لحظه ها
میگم شاید فرشته ای، تو ذات آدم اومدی
هرچی که هستی میدونم تو لایق پرستشی


محدثه عبدصفرنیک


Flw

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
February 2011 16 22:16
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test