مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

.:Az@m:. .:Nazila:. .:souvenir:. 9158 aban21 aliii_r Artemis b@har D-Munely Erato f@rzad fariba2012 Farinaz Ghasedak HaRika J.J ma(-)shid magnetic MoMoMoHammad NARJES313 Renegade saeed664 sahrox7 tinajoon26 کمند110 vafaeian رنا


ترانه ها و اشعار یغما گلرویی
نویسنده پیام
.:souvenir:.
آفلاین
مدیر تالار عمومی، کامپیوتر و دانشگاه
*******

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 7,547
تاریخ ثبت نام: December 2008
اعتبار: 93
حالت من: Vaaaaay


تشکرها : 8548
( 4660 تشکر در 2152 ارسال )
شماره ارسال: #61
RE: ترانه ها و اشعار یغما گلرویی
وقتی اسمِ بامداد میاد


می‌گفتن ماه یه‌ شب‌ از آسمون‌ اومده‌ پایین‌ و
تو موهای‌ تو لونه‌ كرده‌
ولی‌ من‌ گمون‌ دارم‌ نقره‌ی‌ موهاتو
یه‌ كرم‌ ِابریشم‌ ِعاشق‌ ریسیده‌ بود...
دستات‌ اون‌قدر بزرگ‌ بودن‌ كه‌ می‌تونستی‌ با یه‌ چَک
هزارتا دیوِ قلچماقو كلّه‌پا كنی‌
امّا جای‌ این‌ كار قلم‌ دست‌ گرفتی‌ و شعرات‌
تموم‌ ِموش‌ ِكورا رو خاطرخواه‌ ِخورشید كرد
همچین‌ به‌ تیپ‌ و تارِ سیاهی‌ زدی‌ كه‌ هنوز
وقتی‌ اسمِ بامداد میاد
رنگ‌ ‌ِ شب‌ می‌پّره‌

حالا وقتی‌ سَرِ هَر چهارراه‌
یكی‌ دماغشو می‌گیره‌ جلو دهنم
یادِ روزگارِ غریب‌ِ تو می‌اُفتم‌! نازنین‌
هیچ‌ وقت به‌ اون‌ تپانچه‌
كه‌ لوله‌ش‌ تمام‌ ِعمر
شقیقه‌تو فشار می‌داد عادت‌ نكردی
از خودت‌ جلو زدی و
سایه‌توهزارون‌ فرسخ‌ اون‌وَرتَر جا گذاشتی‌
گفتی‌: هر آدمی‌ هزارتا زنجیر به‌ دست‌ و پاش‌ داره‌
كه‌ می‌باس‌ پاره‌شون‌ كنه‌
فهموندیمون‌ كه‌ جلو بزرگترا فضولی‌ موقوف‌ نیست‌
فهموندیمون‌ كه‌ حتا تو زندونَم‌
می‌شه‌ آزادترین‌ آدم‌ ِدنیا بود
نه‌ گفتنو بهمون‌ یاد دادی و
حالی‌مون‌ كردی‌ چه‌جوری‌
دَخل‌ ِ عمو زنجیربافو بیاریم‌
ما عُمری‌ رو پِی‌ ِپتک و ارّه‌ گشته‌ بودیم‌
امّا تو با عشق‌
تمام‌ِ زنجیراتو پاره‌ كردی‌

بهم‌ بگو حالا اون‌ دستا
اون‌ دستای‌ بزرگ‌ ِخواستنی كجان‌؟
كجا رفتن‌ اون‌ موهای‌ نقره‌رنگ‌ ِشِكن‌ شِكن‌؟
اون‌ شونه‌های‌ پهنی‌ كه‌ حتا كوه‌
می‌تونست‌ بِهِشون‌ تكیه‌ كنه‌ كجان‌؟
آخ‌ كه‌ چرت‌ و پلاتر از مرگ چیزی‌ تو دنیا نیست
چرت‌ و پلاتر از مُردن چیزی‌ تو دنیا نیست

دیگه‌ نه‌ نقره‌ی‌ اون‌ موها
نه‌اون‌ شونه‌های‌ پَهن‌
نه‌ اون‌ دستای‌ بزرگ‌...
یه‌ بغل‌ شعرِ شب‌آتیش‌زن‌ برامون‌ جا گُذاشتی‌ و رفتی‌
شعرایی‌ كه‌ وقتی‌ می‌خونیمشون‌
یادمون‌ می‌اُفته‌ آدمیم‌ و زنجیر به‌ دست‌ و پامونه‌
شعرایی‌ كه‌ عشقو یادمون‌ می‌دن‌ و
شكستن‌ ِ دیوارا رو...

می‌گن‌: شاعر با مردن‌ِ شعراش‌ می‌میره
امّا عزراییلَم‌ كشتن‌ ِ شعراتو بَلَد نیست
از همینه‌ كه‌ هنوزم‌ زنده‌یی‌ واسه‌ من‌
واسه‌ ما
واسه‌ تموم‌ ِزنجیریا
زنده‌ی‌ زنده‌
عینهو یه‌ آتیش‌فشون‌
كه‌ خاموشی‌ تو كارِش‌ نیست



(آخرین تغییر در این ارسال: April 2012 10 02:03 توسط .:souvenir:..)
April 2012 10 02:00
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
.:souvenir:.
آفلاین
مدیر تالار عمومی، کامپیوتر و دانشگاه
*******

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 7,547
تاریخ ثبت نام: December 2008
اعتبار: 93
حالت من: Vaaaaay


تشکرها : 8548
( 4660 تشکر در 2152 ارسال )
شماره ارسال: #62
RE: ترانه ها و اشعار یغما گلرویی
باید برم لاله زار



همین فردا باید برم لاله‌زار، دلم واسه حال و هواش لک زده
حالا شیر رو کاشی‌کاری دیگه، لابد پیر شده، حتمن عینک زده

لابد بچه‌ها توی پس‌کوچه‌هاش بازم فیلمای جفتی طاق می‌زنن
نئون‌‌های رو سردرِ سینما هنوز مثل رنگین‌کمون روشنن

هنوز تو تئاترای اون‌جا می‌شه، نشست و پییِس‌های بی‌‍پرده دید
می‌شه گاهی وقتا توی کافه‌هاش صدای خوشِ شاملو رُ شنید

می‌دونم که تو دودِ اون کافه‌ها، هنوز پچ پچِ مُردنِ تختیه
هنوزم یکی داره جار می‌زنه که چهارشنبه‌ها روز خوشبختیه

نگو، راه دوره، نگو چاره نیست، چمدونِ دلتنگیامو بیار
نگو اون خیابون دیگه دود شد، همین فردا باید برم لاله‌زار
مگه می‌شه رؤیا رُ از ما گرفت؟ مگه می‌شه این آرزوها رُ کشت؟
گذشته، گذشته ولی بعد از این نگو می‌شه آینده‌ی ما رُ کشت...

همین فردا باید برم لاله‌زار، جوونیم توی اون خیابون گذشت
همه عمرمون توی آتیش بود، کی ‌گفته، کی گفته که آسون گذشت؟

کی گفته کسی ما رُ مثل یه مشق توی دفتر روزگار خط نزد؟
کی گفته یه تقویم نفرین شده به دنیای ما رنگِ وحشت نزد؟

منو از دل اون خیابون بپرس، منو از همون خاطراتِ عزیز
از اون روزگاری که خوشبختی رُ می‌شد دید تو یه استکان روی میز

منو از صدای پر از سرخوشیم، تو قبل از هجوم شب و عربده
منو از همون لاله‌زاری بپرس، که دل واسه‌ی دیدنش لک زده

نگو، راه دوره، نگو چاره نیست، چمدونِ دلتنگیامو بیار
نگو اون خیابون دیگه دود شد، همین فردا باید برم لاله‌زار
مگه می‌شه رؤیا رُ از ما گرفت؟ مگه می‌شه این آرزوها رُ کشت؟
گذشته، گذشته ولی بعد از این نگو می‌شه آینده‌ی ما رُ کشت...
(آخرین تغییر در این ارسال: April 2012 10 10:53 توسط .:souvenir:..)
April 2012 10 10:52
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
.:souvenir:.
آفلاین
مدیر تالار عمومی، کامپیوتر و دانشگاه
*******

سن: مشخص نشده
ارسال ها: 7,547
تاریخ ثبت نام: December 2008
اعتبار: 93
حالت من: Vaaaaay


تشکرها : 8548
( 4660 تشکر در 2152 ارسال )
شماره ارسال: #63
RE: ترانه ها و اشعار یغما گلرویی
من رؤیایی دارم...



من رؤیایی دارم، رؤیای آزادی
رؤیای یک رقصه بی وقفه از شادی

من رؤیایی دارم، از جنسِ بیداری
رؤیای تسکینِ این دردِ تکراری

دردِ جهانی که از عشق تهی می شه
دردِ درختی که می خشکه از ریشه

دردِ زنایی که محکومِ آزارن
یا بچه هایی که تو چرخه ی کارن

تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
رؤیای من اینه: دنیای بی کینه
دنیای بی کینه، رؤیای من اینه

من رؤیایی دارم، رؤیای رنگارنگ
رؤیای دنیایی سبز و بدونِ جنگ

دنیایی که بمب و موشک نمی سازه
موشک روی خوابِ کودک نمی ندازه

اون جا دیگه هیچ کس اربابِ مردم نیست
نه سایه ی باطوم، نه تابلوهای ایست

تو دنیای رؤیام زندونا تعطیلن
آدم ها به جرمِ پرسش نمی میرن

تعبیرِ این رؤیا درمونِ دردامه
درمونِ این دردا تعبیرِ رؤیامه
رؤیای من اینه: دنیای بی کینه
دنیای بی کینه، رؤیای من اینه
(آخرین تغییر در این ارسال: April 2012 10 20:34 توسط .:souvenir:..)
April 2012 10 20:33
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Renegade
آفلاین
A Soldier Of Fortune
**********
مدیر کل فروم

سن: 34
ارسال ها: 8,372
تاریخ ثبت نام: July 2010
اعتبار: 95
حالت من: Aggressive


تشکرها : 10812
( 10946 تشکر در 4203 ارسال )
شماره ارسال: #64
RE: ترانه ها و اشعار یغما گلرویی
تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده
یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده‌گی کرده
توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهان بی‌برده
یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده

من همه راهو اشتباه رفتم، کی‌ می‌گه رؤیا، دنیا می‌سازه؟
هر درختی یه روز تبر می‌شه، هر زن آبستن یه سربازه
تیغ توقیف رو رگِ واژه‌س، مهر ممنوع روی پروازه
راهِ رفتن همیشه بن‌بسته، راهِ برگشت تا ابد بازه

پس باید رو به شعر برگردم، بسه همدیگه رو نفهمیدن
بسه تو چارچوب جون کندن، بسه تو یه مدار چرخیدن
همیشه چاه رو نشون دادم به صداهایی که نمی‌دیدن
اونا که با ترانه‌هام آخر روی پیستِ سقوط رقصیدن

حس سطل زباله‌ رو دارم لب به لب از سرنگ و ته‌سیگار
حس یه یاکریم که فهمیده لونه‌شو ساخته روی چوبه‌ی دار
من یه جوک توی مجلس ترحیم، من یه پروانه‌ام توی رگبار
من یه ز-ن-د-ا-نی‌ام که عمرش رو مشت می‌کوبیده به تن دیوار

تلی از خواب‌های مکروهم، تلی از بغض‌های تعزیری
خسته از بورس بشکن و باسن، خوندنه از سر شکم‌سیری
توی عصری که حتا با عکسِ خودتم توی آینه درگیری
چه‌جوری می‌شه زندگی رو نوشت، وقتی لحظه به لحظه می‌میری

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین‌کلاین می‌پوشن
وقتی که میمونا دارن نفتِ گربه‌ی آسیا رو می‌دوشن
وقتی که غولای مبارز هم بی‌قراره بلیطِ گوگوشن
خب دیگه عادیه که مطرب‌ها خودشونو به پول بفروشن

حالا که استخونای شاملو، زیر سنگِ شکسته می‌پوسه
حالا که آخرین چریک داره چکمه‌ی دیکتاتور رو می‌بوسه
حالا که مرکز جهان امروز تخت‌خوابِ یه نشمه‌ی روسه
دیگه فرقی نداره دنیامون توی دستِ کدوم دیوثه

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که خوب می‌بینه
یه برادر که خوب می‌دونه، معنی گوله رو توی سینه
ما کتک خورده‌ی یه کابوسیم، تو زمانی که رؤیا ننگینه
تو زمانی که وزن این هستی، مثل وزن سکوت سنگینه

چاره ای جز جوهر سفید نبود... : |
(آخرین تغییر در این ارسال: April 2012 10 20:53 توسط Renegade.)
April 2012 10 20:52
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
MoMoMoHammad
آفلاین
کاربر عادی انجمن
**
ثبت نام شده

سن: 26
ارسال ها: 155
تاریخ ثبت نام: April 2012
اعتبار: 7
حالت من: Relax


تشکرها : 0
( 85 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #65
RE: ترانه ها و اشعار یغما گلرویی
شرمند ه ام
گفته بودم···
دست بر دیوار دور آن ور دریا می زنم
و تا هزاره ی شمردن چشم می گذارم
گفته بودم ···
غبار قدیمی تقویم را
ازشیشه های شعر وخاطره پاک نمی کنم
گفته بودم···
صدای سرد سکوت این سالها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمی زنم
اما دوباره دل دل این دل درمانده
تو را میهمان سایه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد
هی ···
همیشه همسفر حدود تنهای
بگذار که دفتر دریا هم
گزینه یی از گریه های گاه به گاه من باشد···

امضا:
عجب روزگاريست "شيطان" فرياد ميزند
در اين زمانه آدم پيدا كنيد
سجده خواهم كرد!!!!
(آخرین تغییر در این ارسال: April 2012 10 21:14 توسط .:souvenir:..)
April 2012 10 21:01
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test