مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 2.4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

aban21 aliii_r ali_1991 ARAMVTANHA bikhial eiham Erato Ghasedak honey90 J.J kavian koko1388 MARY-KHOSH Mehran Amani Renegade sahrox7 sheytoonakam کمند110 رنا سارا شیطون ستين طراوت


..:** مجموعه دوبیتی ها **:.
نویسنده پیام
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: ..:** مجموعه دوبیتی ها **:.
چند گلچین از دوبیتی ها:

سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم


***


اگر روزی کسی از من بپرسد
که دیگر قصدت از این زندگی چیست
بدو گویم که چون می ترسم از مرگ
مرا راهی به غیر از زندگی نیست


***


اگر روزی دلت لبریز غم بود
گذارت بر مزار کهنه ام بود
بگو این بی نصیب خفته در خاک
یه روزی عاشق و دیوانه ام بود


***


کلاس عشق ما دفتر ندارد
شراب عاشقی ساغر ندارد
بدو گفتم که مجنون تو هستم
هنوزآن بی وفا باور ندارد


***


چو ماه از کام ظلمت ها دمیدی
جهانی عشق در من آفریدی
دریغا با غروب نا بهنگام
مرا در کام ظلمت ها کشیدی


***


دلی دارم که گلدانی ندارد
دلی دارم که دلداری ندارد
گلی دارم که گلدانش شکسته
دلی دارم که غم در آن نشسته


***


نبودی بی تو پنهان گریه کردم
تو را دیدم و خندان گریه کردم
برای اینکه اشکامو نبینی
نشستم زیر باران گریه کردم


***


توبه کردم که اگر بوسه دهی توبه کنم
و دگر باره از این گونه خطا ها نکنم
بوسه کردی و چو بر خواست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه ی بی جا نکنم


***


بيا گل شدن را رعايت كنيم
زپروانه ماندن حمايت كنيم
اگر باد غم شاخه اي را شكست
ز باد هجومش شكايت كنيم


***

دلم رفت و دگر جاني نمانده
به ابر ديده باراني نمانده
ببين اين حال و احوال خرابم
به جز درد و پريشاني نمانده


***


تو را مي خواستم تا در جواني
نميرم از غم بي هم زباني
غم بي هم زباني سوخت جانم
چه مي خواهم دگر زين زندگاني


***


غم دریادلان با که بگویم
کجا غم خوار دریا دل بجویم
دلم دریای خون شد در غم دوست
چگونه دل از این دریا بشویم

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
October 2011 28 15:33
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test