مهمان گرامی، برای مشاهده تالار با امکانات کامل میبایست از طریق ایــــــــــــــن لیــــــــــــــــــــــــنک ثبت نام کنید.






تبلیغات

 

معرفی وب سایت های حاوی محتوای مجرمانه


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 3.71 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
افرادی که از این تاپیک بازدید نموده اند!!!

.:Az@m:. .:souvenir:. aliii_r arown b@har eiham Erato f@rzad fariba2012 hummer J.J koko1388 MARY-KHOSH recluse Renegade saeid70 sahrox7 sheytoonakam Yasmin زهرا شهریاری


ملا نصرالدین!
نویسنده پیام
Erato
غایب
Yolcu Sadece
*******
مدیر ارشد

سن: 24
ارسال ها: 6,081
تاریخ ثبت نام: December 2010
اعتبار: 91
حالت من: ShadOsarhal


تشکرها : 10791
( 6452 تشکر در 3031 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: ملا نصرالدین!
داماد شدن ملّا

روزي از ملا پرسيدند : ملا چند سالگي داماد شدي ؟
ملا جواب داد : به خدا يادم نيست چونكه اون زمان هنوز به سن عقل نرسيده بودم!!

(ممنون از اینکه پیامهارو هم مینویسین
Flw ) متاسفانه من به اون منبع دسترسی ندارم aah

امضا:
بیا ای دل
چو دیوانه چو مجنونی
برون از سر غم هر مرد و نامردی
رویم آنجا که در سر نیست یک دم دردِ انسانی
به جایی خالی از آوارِ آدم های پر دردی و غم جویی
که آزادیم دور از هر صدای بی صدایی کنجِ هر باغی و هر جایی
بیا تا من به جبرانِ غم از دست دادن های هر مرگی
بروبم از ته دل هر نشانِ زخم و هر داغی
به جبرانِ خرابی ها کنم شادی
شوم دیوانه ای خاکی
کنم کاری
June 2011 1 05:24
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
MARY-KHOSH
آنلاین
مدیر سرگرمی، آشپزی و مطالب جالب
******
مدیر بخش

سن: 33
ارسال ها: 12,155
تاریخ ثبت نام: January 2008
اعتبار: 102
حالت من: Relax


تشکرها : 3123
( 7129 تشکر در 2567 ارسال )
شماره ارسال: #12
داستان ملا نصرالدین
داستان ملانصرالدين

در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد میشد...
دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی...
ملا قبول کرد، شب در آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.
گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت: نه، فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است !!!
دوستان گفتند: همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی !
ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید...
دوستان یکی یکی آمدند، اما نشانی از ناهار نبود گفتند: ملا ، انگار نهاری در کار نیست ؟!
ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده !
دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود...
ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم...!
دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید؟! دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده !!!
گفتند : ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند ؟!
ملا گقت : چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟ شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود. ..

امضا:
تورکون قولی بوکولمز
تورکون بلی اییلمز
بیرکره قالخان بایراق
بیرداها انمز انمز
[تصویر: 102626ADMDRPL1.gif]
(آخرین تغییر در این ارسال: July 2011 20 15:56 توسط MARY-KHOSH.)
July 2011 20 15:53
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
hummer
آفلاین
فروم باز!
***
ثبت نام شده

سن: 36
ارسال ها: 312
تاریخ ثبت نام: July 2011
اعتبار: 25
حالت من: Khoonsard


تشکرها : 1070
( 502 تشکر در 198 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: ملا نصرالدین!
داستانهای ملانصرالدین بیشتر جنبه حکیمانه داره وپیامهای اجتماعی بعضی از اونها مثل روایت سینه به سینه منتقل شده
مثل این یکی که من شنیده ام :
میگن یک روز مردی میبینه که ملانصرالدین هی داخل رودخانه میپره وهروقت از آب بیرون میاد یک گره از طنابی که بهمراه دارد باز میکند رهگذر ار ملا میبرسه ملا چیکارمیکنی
ملا جواب میده غسلهای روکه درزمستون بخاطر سردی هوا انجام ندادم دارم بجای میارم
بابت هر غسلی که باید انجام میدادم یک گره به طناب زدم
مرد نگاهی به طناب میندازه ومیگه ملا اینجا که بیشتر 100گره باقی مونده
نتیجه اخلاقی :بابت گناهانت یا حتی دیون عقب افتاده ات هر موقع اقدام کنی میشه فقط قبل ازاینکه عزرائیل سراغت بیاد (ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است
البته این داستانو شما تو کتاب عبید زاکانی هم میتونید بخونید

امضا: برای انسانها ی بزرگ بن بستی وجود ندارد
زیرا آنان براین باورند که یا راهی خواهم ساخت
یا راهی وجود دارد
انسان عاقل بیش از آنکه به دنبال فرصت هاباشد آنها را به وجود میاورد






July 2011 20 19:43
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


Bookmarks



broadband speed test